او گشت ، و خود او نيز پس از مدتى ترديد و امتناع ، به اطاعت سامانيان « 1 » كه از خلاص يافتن از دست زيديهاى آشوبگر خشنود بودند ، درآمد .
ولى حملات اسپار او را كاملا منفور ساخت و اكثر سردارانش همينكه امين و معتمد وى ، مرداويج در ضمن پيكارى بر ضد او سلاح كشيد ، به مرداويج گرويدند . اسپار هنگامى كه در صدد فرار به قلعهء الموت ( كه بعدا به وسيلهء حشاشين شهرت يافت ) بود ، اسير گشت و با وجود اينكه مرداويج ابتدا مخالف قتل وى بود ، اعدام شد ( 931 ميلادى ) « 2 » . مرداويج نيز تمام سرزمينهايى را كه تاكنون تحت فرماندهى اسپار بود ، در تحت قدرت خود گرفت و علاوه بر آن تا همدان و اصفهان و دينور و به زودى نيز ( در مبارزهء با ماكان پسر كاكى كه تا آن هنگام متفق وى بود ) - با وجود مداخلهء سامانيان - تا گرگان و مازندران پيشرفت كرد « 3 » .
اين واقعه نشان داد كه قدرت سامانيان ، با وجود اينكه اين سلسله هنگام فرمانروايى نصر دوم ( با وصف تمايلات موقتى او به اسماعيليه ) « 4 » در اوج قدرت قرار گرفته بود ، نامحدود نيست ، بلكه وقايع و پيشآمدهاى مختلف به اندازهاى قواى آنان را مشغول ساخته بود كه ديگر توانايى نداشتند از استقرار
هامش
( 1 ) - حمزهء اصفهانى ، ص 153 ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 154 ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، صفحات 8 تا 15 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 59 به بعد ؛ - و نيز :Schwarz VI 714 f . ; Rehatsek 437 f . ; Wiet 171 f .( 2 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 216 ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، صفحات 15 تا 19 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 60 به بعد ، - جزئيات نقل و بيان ابن مسكويه با اين كتاب اخير فرق دارد . نيز رجوع كنيد به :Schwarz VI 755 ; Ross , Dyn . 212 .( 3 ) - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 154 ؛ - مسعودى ، ج 9 ، صفحات 19 تا 28 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 31 ؛ - الصولى :
اخبار الراضى و المتقى ( فهرست : 90 ) ، ص 20 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 62 و 83 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 352 ؛ - و نيز رجوع كنيد به :Justi , Namb . 188 , 152 ; Moh . Nazim in der E I , III 177 f .دربارهء زياريان رجوع شود به :Zambaur 210 f .( 4 ) - رجوع كنيد به فصل « سنيان » از همين كتاب .