مبارزهء آل بويه و آل زيار بر سر قدرت در ايران
در ميان ملازمان مرداويج سه برادر از پسران مردى ديلمى به نام ابو شجاع بويه « 1 » بن پنا خسرو بودند كه بعدا خود را اخلاف بهرام گور پادشاه ساسانى مىخواندند « 2 » ( اين ادعا را حتّى تاريخنويسان شرقى به عنوان ادعاى ساختگى مردود مىدانند ) . اين سه برادر و بعدا نيز اعقابشان به مناسبت نام پدر آل بويه ناميده شدند و عبارت بودند از : 1 - عماد الدولة ، ابو الحسن على « 3 » ، 2 - ركن الدولة ، ابو على حسن ، « 3 » - معز الدولة « 4 » ، ابو الحسن احمد ، كه از خدمت ما كان بن كاكى به خدمت مرداويج درآمده بودند . بزرگترين برادر ، ابو الحسن ( عماد الدولة ) كه مردى برازنده ، شجاع و گشاده دست بود ، توانست با وجود سوء ظنّى كه به زودى ارباب وى به او پيدا نمود ، خود را در رى مستقر سازد و جرأت نمايد كه تقاضاى مرداويج را مبنى بر تسليم شهر رى رد كند ؛ بلكه موفق هم شد كه
هامش
( 1 ) - در مورد اسامى رجوع شود به :Justi , Namb . 70 lks .تلفظ عربى ( و شايد هم جعلى آن ؟ ) خ بويه( Buwaih )است . رجوع كنيد به اين كتاب با شجرهء انساب آن :Zambaur 212 f .( 2 ) - مثلا : زركوب ( شيرازنامه ) ، ص 30 به بعد . - انساب مجعول آن در شجرهء مذكور در پاورقى قبل مشاهده مىشود .
( 3 ) - رجوع كنيد به :Karl V . Zettersteen in der EI , II 502 f .( 4 ) - كلمات ، عماد الدولة ، ركن الدولة و معز الدولة ، القابى است كه بعدا به آنها داده شده است . دربارهء معز الدولة رجوع كنيد به :Karl V . Zerrersteen in der E I , III 761 f .