قدرت مرداويج جلوگيرى كنند : يكى از آن وقايع عبارت بود از قيام طولانى و خستهكنندهء سه برادر سلطان كه از زندان گريخته و با سردارى به نام قرهتكين و يك سلسله از اسراى آزادشدهء ديلمى و راهزنان ( عياران ) همدست گشته ، و پس از رانده شدن از ماوراءالنهر ( 929 ميلادى برابر با 317 هجرى ) ، باز سالهاى متمادى يعنى تا زمانى كه تسليم و متعاقب آن به زودى برانداخته شدند ( 932 ميلادى برابر 320 هجرى ) « 1 » ، نواحى كوهستانى اطراف هرات و رخّج را دچار آشوب ساخته بودند . يكى ديگر از آن وقايع ، سرپيچى موقتى فرماندار سامانيان در ختّل « 2 » بود .
بارى در اين موقع كه سامانيان سرگرم اين وقايع بودند ، مرداويج نقشههاى تخيلآميز خود را مبنى بر ، برقرارى مجدد يك امپراطورى جديد ايرانى ( و بقرار معلوم زردشتى ) در مقابل خلفا ، تعقيب مىكرد « 3 » . و در نتيجه و به پيرو اين فكر مسلمانان را مجبور به پرداخت همان مالياتهايى نمود كه اهل ذمّه مىبايستى در آن زمان به مسلمانان بپردازند « 4 » . اگرچه مرداويج حملهء سپاه خليفه را ( كه براى او هنوز انتصاب پسرش به عنوان حاكم فارس و سيستان و مكران امكان داشت ) « 5 » به همدان دفع نمود و آن شهر و همچنين تمام جبال را تسخير كرد و حتى در آن موقع موقتا تا حلوان « 6 » و بعدا ( پس از بر طرف ساختن
هامش
( 1 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 93 ؛ گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 29 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، صفحات 65 تا 67 .
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 69 .
( 3 ) - رجوع شود به فصل « زردشتيان » از همين كتاب و نيز به :Barthold , K istorii( 4 ) - الصولى ( ترجمه ، فهرست : 91 ) ، ص 73 ؛ - رجوع كنيد به مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، ص 14 به بعد .
( 5 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، ص 200 به بعد ؛ رجوع كنيد به : عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 113 به بعد و 127 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 70 . - حملهء خارجيان از سيستان به فارس ( سال 928 ) به زودى خنثى و منكوب گشت : ابن الاثير ، ج 8 ، ص 62 .
( 6 ) - عريب ( فهرست : 80 ) ؛ ص 138 به بعد و 145 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 70 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 362 .