تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
« لشكرى » سردار طاغى ) « 1 » تا اصفهان و اهواز پيش رفت و خليفه را به شناسايى متصرفات خويش مجبور ساخت « 2 » ؛ و اگرچه سرانجام حتى از برادر خود وشمگير ( كه بنا به منقول در گيلان به عنوان ملاك مىزيست ) درخواست كرد تا در قلمرو قدرت او شركت كند ، « 3 » با تمام اين احوال ، اين سرباز چابك و با حرارت ، اين سياستمدار پرابتكار ، آن كسى نبود كه احياى مجدد كشور ايران نصيب او باشد .
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 71 . - عريب ( فهرست : 80 ) در صفحهء 161 همه جا « الاشكرى » مىنويسد . ( 2 ) - ابن مسكويه ، ج 1 ، ص 213 به بعد و 228 به بعد ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 161 تا 163 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 72 . ( 3 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 77 و نيز مراجعه شود به :Clement Huart : Les Ziyarides , in der « Mem . de l'Acad . des Inscriptions » XLII ( 1922 ) , S . 377 - 384 .