تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
هجرى ) « 1 » . بديهى است كه اين موفقيت نيز دوامى نداشت ؛ زيرا چند ماه بعد ( شب پنج‌شنبه سيزدهم ژانويهء سال 914 ميلادى ) « 2 » احمد دوم سامانى ، فرمانرواى ساعى و مردم‌شناس آزموده ، اندكى پس از غلبه بر تركهاى ماوراءالنهر ، در لشكركشى به جانب مازندران ، به دست چند تن از غلامان خويش از پا درآمد « 3 » . و به يقين ، اين حدس خطا نيست كه : بزرگان و سرداران مملكت سامانى كه از مراقبت دقيق و شديد اين پادشاه در امور كشور به ستوه آمده بودند ، در قتل وى دست داشته‌اند « 4 » . همين عناصر و همچنين افراد خانوادهء امارت و سلطنت بوده‌اند كه به طور كلى سامانيان را در تمام دورهء حكومتشان به زحمت انداختند و در سقوط آنان نيز خالى از تأثير اساسى و كلى نبوده‌اند . پس از جلوس رسمى ابو الحسن نصر دوم ، پسر هشت سالهء امير مقتول ، به تخت سلطنت ، عموى بزرگ وى اسحاق و پسر او الياس كسانى بودند كه ايجاد مشكلات مىكردند . در ابتداى كار ، نظر به خردسالى اين امير جديد ، اين انديشه به وجود آمد كه اسحاق كفيل مناسب و شايسته‌اى براى او خواهد بود ؛ ليكن اين بزرگتر خانواده كه حتى اسماعيل هم با وى در نزاع و كشمكش بود ، به
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، صفحات 297 تا 302 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 23 به بعد . ( 2 ) - روز يازدهم جمادى الاخرى سال 301 هجرى كه منطبق بر سيزدهم ژانويه است ، روز چهارشنبه بوده است ( نرشخى ، تاريخ بخارا ) . - گرديزى ، ص 25 ، روز پنج‌شنبه 21 جمادى الاخرى سال 301 هجرى را به عنوان روز حادثه ذكر مىكند و ابن الاثير روز 23 جمادى الاخرى سال 301 هجرى را كه دوشنبه بوده است ، ولى نه آن‌طورى كه ذكر شده پنج‌شنبه . - تاريخ سيستان از 23 ژانويهء سال 914 برابر با 22 جمادى الاخرى سال 301 هجرى صحبت مىكند . ( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2289 ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ، صفحات 44 تا 46 ؛ - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، ص 33 ؛ نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 91 به بعد ؛ تاريخ سيستان ، ص 302 ؛ - مستوفى ( تاريخ گزيده ) ، ص 381 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 25 ؛ - و نيزElias 123 ; Barthold , Turk . 240 .( 4 ) - رجوع كنيد به :V . F . Buchner in der E I , IV 131 .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 147 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى