سيادت مطلق خويش چشم داشت . ازاينرو كار به پيكار كشيد و اسحاق مغلوب شد ( 17 مارس 914 ميلادى مطابق 16 شعبان 301 هجرى ) « 1 » و ناگزير به سمرقند گريخت و دوباره در آنجا شكست خورد و تا پايان زندگانى خود در بخارا به اسارت افتاد ؛ درحالىكه پسرش الياس موقتا در فرغانه خود را پنهان داشت « 2 » .
همسايگان از اين هرج و مرج و آشوبها براى اقدامات خويش استفاده كردند و دورهء كشمكش و نزاع تقريبا مداوم و بلاانقطاعى در شمال شرقى ايران به وجود آوردند كه شرح و بيان آن ، حتى در صورت اكتفا به مهمترين وقايع باز مبهم و خستهكننده خواهد بود . بارى سپاه خليفه به زور به سيستان كه تازه از طرف سامانيان تسخير شده بود وارد شده ، آن سرزمين را تا غزنه و بست به تصرف درآورد . اما اين منطقه در ماه مه 917 ميلادى ( برابر 304 هجرى ) در نتيجهء قراردادى ناگزير ، به آشوبگرى به نام كثير بن احمد بن شهفور ( شاهپور ) ، كه خود در روز جمعهء دوم آوريل سال 919 ميلادى ( 27 شوال 306 هجرى ) به دست غلامش كشته شد « 3 » ، واگذار گشت « 4 » . در بين هرج و مرج و آشوبهاى سالهاى بعد ، ابو جعفر احمد بن محمد صفارى توانست سرانجام در ماه مه 923 ميلادى خود را مستقر كند و موفق شد قلمرو نفوذ خويش را تا بست و ( براى مدتى ) تا كرمان توسعه دهد « 5 » . وى ، كه براى تدابير سياسى مستعد بود و با
هامش
( 1 ) - طبرى چنين نقل نموده است ؛ - ابن الاثير ، رمضان 301 هجرى برابر با 31 / 3 تا 29 / 4 / 914 . دربارهء نصر دوم رجوع كنيد به :Karl V . Zettersteen in der E I , III 941 - 943 ; Browne I 359 f . ; Barthold , Turk . 240 - 244 ; Oliver 95 f .( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2290 ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ص 51 ؛ - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 92 به بعد ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 26 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 25 به بعد .
( 3 ) - تاريخ سيستان ، ص 307 به بعد .
( 4 ) - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 75 ؛ - تاريخ سيستان ، صفحات 303 تا 306 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 33 .
( 5 ) - تاريخ سيستان ، صفحات 308 تا 315 ؛ گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 29 .