به اسارت درآورد و تسليم بغداد كرد ( 24 / 1 تا 21 / 2 سال 910 ميلادى مطابق شوال 298 هجرى ) « 1 » .
در نتيجهء اين تهديدات مكرر كه از طرف سيستان نسبت به جنوب ايران به عمل مىآمد ، خليفه ، پيام احمد دوم سامانى را مبنى بر اينكه وى در اوايل پاييز « 2 » سال 910 ميلادى ( برابر 298 هجرى ) سرزمين فارس را به تصرف و معدّل بن على صفارى فرماندار آن ايالت و برادرش محمد را به اسارت درآورده است ( بهار سال 911 ميلادى برابر 299 هجرى ) ، « 3 » با موافقت و خرسندى تلقّى نمود .
اما دو سال از آن نگذشت كه باز در آنجا شورشى برپاخاست . بدين معنى كه يكى از خوارج محلى به نام محمد بن هورمز ملقّب به المولى الصندلى « 4 » كه در بخارا تحصيل علوم دينى نموده بود ، همكيشان خود را كه هنوز در كشور موجود بودند ، گرد آورد و ايشان را از نظر سياسى به نفع صفّاريان « 5 » آمادهء پيكار كرد .
گرچه ايشان از گروهى به وجود آمده بودند كه ابتدا مخالف صفاريان بودند ، ولى در اين موقع - ظاهرا براى حفظ استقلال سيستان - ورق برگشته بود . و تازه پس از آنكه شهر زرنگ - شهرى كه مبارزان در آن محصور و به هم فشرده گشته بودند - 9 ماه محاصره شد ، دوباره اين سرزمين تحت تسلط سامانيان درآمد ( پنجشنبه 22 ژوئيهء 913 ميلادى مطابق 14 ذوالحجهء سال 300
هامش
( 1 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، ص 19 ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 34 به بعد ؛ - تاريخ سيستان ، ص 295 به بعد ( در اينجا تاريخ چنين ذكر شده : جمادى الاخرى سال 299 هجرى برابر با 24 / 1 تا 21 / 2 / 912 ؛ يقينا اين تاريخ بعد از اصل واقعه است ) ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 20 .
( 2 ) - محرم سال 298 هجرى برابر با 9 / 9 تا 8 / 10 / 910 .
( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2287 ؛ - عريب ( فهرست ، 80 ) ، ص 36 ؛ - تاريخ سيستان ، صفحات 289 تا 294 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 23 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 20 .
( 4 ) - يكى از موالى محمد بن عمرو .
( 5 ) - در واقع به نفع صفارى ده سالهاى يعنى ابو حفص ، عمر دوم ، پسر يعقوب ، كه يكى از اعقاب عمرو بن ليث معروف بوده است .