شاعرانى مانند رودكى رابطهء دوستانه داشت ، توانست به عنوان عامل قدرت درجهء دوم در مشرق ايران ، تا روز قتلش ( سهشنبه 31 مارس 963 ميلادى مطابق دوم ربيع الاول سال 352 هجرى ) « 1 » پايدار بماند .
حسن بن على اطروش علوى ( ملقّب به سيد ناصر كبير ) توانست از مركز ديلم خود را در مازندران ، كه در سالهاى 910 و 911 ( 297 و 298 هجرى ) در تحت حملات روسها در شكنجه و عذاب بود « 2 » ، مستقر سازد و در همين ديلم نيز ، پس از مرگ محمد بن زيد ، مقيم شد . حسن در ژانويهء 914 ميلادى ( جمادى الاخرى 301 هجرى ) حكمران جستانى و همچنين حكمران سامانيان را در اثر شكستى در نزديكى « نوروز » ( كنار ساحل درياى خزر به فاصلهء يك روز راه از چالوس ) از اين منطقه براند و دوباره در اينجا حكومت زيدى را مستقر كرد ؛ و گذشته از اينها وى نيز به جهت ذوق شعر و علم فقاهتى كه داشت ممتاز بود « 3 » .
در همين موقع خراسان در نتيجهء قيام شاهزاده منصور بن اسحاق ، دستخوش آشوب گرديد ؛ و حتى فرمانده سابق آخرين لشكركشى سامانيان به سيستان ( سال 914 / 915 ميلادى مطابق 302 هجرى ) ، وى را حمايت مىكرد .
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، صفحات 316 تا 327 .
( 2 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 199 .
در اين مورد رجوع شود به نكات و تذكرات جغرافيايى و منابع كتب ذيل :Melgunof 62 f . ; Krymskyj I 97 f . ; Dorn , Schirw . 546 f .( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2292 ؛ - عريب ( فهرست : 80 ) ، ص 47 ؛ - حمزهء اصفهانى ، ص 153 ؛ - ابن مسكويه ( تجارب الامم ، ج 1 ، ص 36 ( مطلب در اين كتاب با آنچه ابن اسفنديار گفته ص 109 ، فرق دارد ) ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، ص 4 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، صفحات 26 تا 28 ؛ بيرونى ( الآثار الباقيه ) ، ص 224 ؛ و نيز مراجعه كنيد به :Barthold , Krest . 59 f . ; Rehatsek 439 f . ; Rabino , Maz . 447 .دربارهء اخلاف اطروش يعنى خاندان ناصروند در لاهيجان رجوع شود به : كسروى ( شهرياران گمنام ) ج 1 ، ص 34 به بعد ، وMinorsky in der E I , III 8 und Rudolf Strothmann in der E I , IV 1147 - 1149 ,