در نتيجه به زودى معلوم شد كه سامانيان پابند به مذهب تسنن ، همچنانكه تا اين زمان در ماوراءالنهر عمل مىكردند ، در كشور توسعهيافتهء خود نيز از هر جهت مىكوشيدند تا سيادت اسمى خلفا را در انظار جلوه دهند ! خراج خود را مىپرداختند و هيچگونه اشكال سياسى براى امير مؤمنان فراهم نمىآوردند ؛ و با آنكه عملا سلاطين مستقل شمال شرقى ايران بودند ، باز به حفظ اصول اسلامى وفادار بودند ؛ و از هر نوع حمله به بين النهرين خوددارى مىنمودند ، و لااقل از اين نظر وسيلهء آسايش خلفا را در اينجا فراهم مىكردند . از طرف ديگر نيز ، با وجود تمام كشمكشها و نزاعهاى محلى ، يك قرن تمام ترقى و تكامل ، نسبتا بلامزاحمى ، براى اهالى كشور خويش فراهم ساختند ، و بدين وسيله مقدمات و شرايط احياى مجدد روح و معنويات ايرانى را به وجود آورند ؛ تمدن و فرهنگ ايران بىنهايت مديون ايشان است و هنوز هم بايد عمل و رفتار سامانيان را به عنوان مشوق علم و هنر در مد نظر داشت « 1 » .
از اين گذشته سامانيان در ايجاد نظم در مشرق ايران مىكوشيدند :
چنان كه ، هنگامى كه طاهر بن محمد يكى از نوادگان عمرو از سيستان يعنى وطن قديم و پناهگاه مجدد صفاريان ، به سمت فارس پيشروى كرد ، اسماعيل با يك نقشهء جنگى ماهرانهاى وى را به واگذارى آن ايالت و عقبنشينى به سوى سيستان ناگزير ساخت و در نتيجه ، يكى از سرداران خليفه به نام « بدر » توانست به شيراز بيايد و اوضاع را طبق نظر بغداد فيصل بخشد ( 901 ميلادى برابر 288 هجرى ) « 2 » .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل « علوم » از همين كتاب .
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 2202 تا 2204 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 258 به بعد و 273 به بعد ؛ - ابن الاثير . ج 7 ، ص 168 ؛ - فهرستى از صفاريان ( سيستانى ) دورههاى بعد ( تا 1186 ) با « شجرهء خاندان » در :