تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
را رسما به وى واگذار نمايد ، و همان‌طورى كه برادرش يعقوب زمانى نظير همين خواستهء گستاخانه را داشت و با برآوردن آن ، او را از حمله به بين النهرين منصرف كرده بودند ، اين‌بار نيز المعتضد به همين جهت با خواهش عمرو موافقت كرد . به موجب آن عمر متوجه ماوراءالنهر گشت و پس از حملهء عقيم يكى از سردارانش اسماعيل سامانى ضمن توجه دادن به اينكه وى ( عمرو ) سرزمين وسيعى در ايران دارد و خود ( اسماعيل ) نيز به عنوان حافظ سرحدّات اسلامى حايز اهميت است ، به عمرو پيشنهاد مذاكره و قراردادى داد ، ولى عمرو مغرورانه پيشنهاد وى را رد كرد و به جانب بلخ پيش رفت و در آنجا با لشكريان اسماعيل كه از جيحون گذشته بودند مصادف شد . عمرو مغلوب شد و در اثر از پا درآمدن اسبش اسير گشت ( شنبه 19 آوريل 900 ميلادى مطابق 15 ربيع الآخر 287 هجرى ) « 1 » و بنابه تقاضاى خود او ( به‌جاى آنكه در سمرقند زندانى شود ) به بغداد فرستاده شد . عمرو در بغداد نيز محبوس ماند و پس از تغيير خلافت يعنى سال بعد ( 20 آوريل 902 مطابق هشتم جمادى الاولى 289 هجرى ) به قتل رسيد « 2 » ؛ و آخر الامر بغداديان توانستند در مورد وضع شمال ايران نفسى به راحت و آسايش بكشند .
هامش
( 1 ) - نرشخى و گرديزى چنين نقل مىكنند ؛ - به نقل ابن الاثير : ربيع الاول سال 287 هجرى برابر 6 / 3 تا 4 / 4 / 900 ؛ به موجب تاريخ سيستان ، ص 256 : سه‌شنبه 28 ربيع الآخر سال 287 هجرى ، ولى روز سوم مه سال 900 كه برابر روز 28 ربيع الآخر سال مذكور است شنبه بوده است .Krysm'skyj I 70 ; Barthold , Turk 224 f( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2203 و 2208 ؛ نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، صفحات 75 و 85 تا 91 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 18 به بعد ؛ - مقدسى ، ص 337 ؛ مسعودى ( مروج ) ، ج 8 ، ص 193 و 208 ؛ - سياست‌نامه ، صفحات 14 تا 16 ؛ - تاريخ سيستان : صفحات 260 تا 262 ( در اين كتاب قتل وى به دستور خليفهء قبل و در سال 901 ذكر مىشود ) ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 165 و 170 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 284 ؛ - عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 153 ، شمارهء 331 ( در اينجا به عنوان « انتحار » ياد مىشود ) و ص 159 ، شمارهء 517 ( مثل تاريخ سيستان ) و ص 227 ، شمارهء 1716 .