تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
سر بريدهء رافع بن هرثمه براى عمرو و بعدا از طرف عمرو براى خليفه فرستاده شد « 1 » . با اين عمل عمرو صفار به بهايى اندك متابعت خود را از درگاه خليفه ، نشان داد ، ولى در عين حال هم بدين طريق فهماند كه فرمانروايى در اين خطه از آن اوست ، نه از آن فرمانروايى كه از بغداد براى خراسان فرستاده شده باشد . اما امير مؤمنان نيز ، با وجود محدوديتهاى حاصل از طرف قيام خارجيان ، و با وجود شورشهاى قبايل بدوى در شمال بين النهرين و پيكارهاى سرحدات روم شرقى « 2 » ، با وجود تمام اينها كوشيد تا با لشكركشى به دينور در كردستان نشان بدهد كه وى نيز هنوز حق سخن دارد و با غرور و سربلندى تمام مغرب ايران را تا قزوين و رى و قم به پسرش على ( كه بعدا به خليفه المكتفى موسوم گشت ) سپرد . با اين وصف على توانست خود را فقط در رى نشان بدهد و سپس مىبايست بىدرنگ به بغداد برگردد « 3 » . اين ماجرا توانست فقط نشان بدهد كه ايران حقيقتا از حيطهء قدرت بغداد بيرون آمده است . در عين حال در اين شرايط و اوضاع ، اين خود موفقيت بزرگى براى خلافت بود كه بتواند دست اين صفارى نافرمان را كه آشتى اسمى او با خليفه ( در 889 ) « 4 » هيچ نتيجهء عملى نداشت كوتاه كند . اما در همين زمان ، آثار قيام قرامطه در جنوب بين النهرين و مناطق مجاور آن ( از سال 899 ميلادى ) پديدار شده بود « 5 » و بار دگر خلافت را از اين ناحيه تهديد مىنمود . بارى سقوط عمرو را بايد نتيجهء توقعات بىاندازهء خود او دانست زيرا عمرو از خليفه خواست كه ماوراءالنهر
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2151 و 2159 به بعد ؛ - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) 192 به بعد ، - تاريخ سيستان ، ص 252 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 151 به بعد ؛ خواندمير ( فهرست : 189 ) ، ص 16 . ( 2 ) - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 153 به بعد . ( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2140 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 154 به بعد . ( 4 ) - رجوع كنيد به صفحات بالا وقايع سال 889 ؛ از همين كتاب . ( 5 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2183 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 255 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 163 .