تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
حسن ، محمد بن زيد موسوم به القائم بالحق ناگزير شد ، پس از موفقيّتهاى اوليه بر ضد يك داعى « 1 » ، از استراباد و به طور كلى از مازندران بگريزد و به ديلم پناه ببرد ( 23 / 6 تا 22 / 7 سال 890 ميلادى مطابق ربيع الاول 277 هجرى ) فرماندار محلى ( اسپهبد ) رستم بن قارن دوم ( از سلسلهء باوند ) دوباره زمام امور را به دست گرفت و متعاقب آن رافع بن هرثمه به تصرف رى و قزوين « 2 » و در نتيجه به از بين بردن حكمران ترك ادگوتگن كه خود به خود برقرارى يك دولت جاويدى در ايران براى او امكان نداشت ، موفق گرديد . پس از مرگ خليفه الموفق ( روز شنبه 22 ماه مه 891 ميلادى مطابق هشتم صفر 278 هجرى ) « 3 » كه تا آخرين لحظه با عمرو مىجنگيد - و پس از جلوس پسرش المعتضد به تخت خلافت ( بعد از مرگ عمويش المعتمد در 15 اكتبر 892 ميلادى ) « 4 » به زودى معلوم شد كه موفقيّتهاى رافع بن هرثمه در نواحى خراسان و شمال ايران فقط در ظاهر امر ، به نفع حكومت بغداد بوده است ؛ و گرنه در اثر امتناع وى از استرداد اموال دولتى كه در رى تصرف كرده بود ثابت شد كه رافع بن هرثمه نيز در اين نواحى مانند صفاريان داعيهء استقلال داشته است . لشكركشى سردار خليفه به نام احمد بن عبد العزيز كه رافع بن هرثمه را به گرگان عقب رانده بود ، با مرگ او ( يعنى احمد ) در ميدان جنگ ، ( 893 ميلادى مطابق 280 هجرى ) عقيم ماند ، و پسرش على در وسط تابستان
هامش
( 1 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، صفحات 187 تا 189 ؛ - خواندمير ( فهرست : 189 ) ص 16 ( در اين كتاب ، ص 294 و 309 و نيز جوينى ، ج 3 ، ص 308 فقط بدون هيچ اضافه‌اى الداعى ذكر شده است ) . ( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2039 ؛ - مسعودى ( مروج ) ج 7 ، ص 343 ؛ - تاريخ سيستان صفحات 246 تا 249 ؛ ابن الاثير ؛ ج 7 ، ص 144 . و نيز رجوع كنيد به :Melgunof 57 ; Rehatsek 431 - 435 ; Rabino , MAZ . 414 f .( 3 ) - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 146 به بعد . ( 4 ) - تاريخ سيستان ، ص 249 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 151 .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 137 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى