نبرد صفاريان و سامانيان بر سر كسب قدرت در مشرق ايران
هرچند هرج و مرج طولانى در خراسان مانع به وجود آمدن خطرى براى نيروى حكومت رافع بن هرثمه بود ، ولى از طرف ديگر همين هرج و مرج امكان استقرار رقيب ثالثى را در زمينهء قدرت و نفوذ در شمال شرقى ايران فراهم مىساخت . اين رقيب نصر اول يعنى نصر بن احمد بن اسد بن « سامانخذاه » ( به مناسبت قريهء سامان نزديك بلخ ) بود . اين شخص نسب خود را ( اين مسئله خالى از نزاع نيست ) به بهرام چوبين و به يكى از مرزبانان آذربايجان كه از طرف ساسانيان منتصب گشته بود ، مىرساند « 1 » ، و بدين وسيله عالما و عامدا ايرانى بودن خود را نشان مىداد و اين عمل ، خود امرى بود كه در اين زمان بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و اهميت آن در ادبيات ( از طرف شعوبيه ) « 2 » روز بروز جدىتر حمايت و در راه آن مبارزه مىشد . وضع نصر بن احمد اين مزيت بزرگ را داشت كه در اوانى كه تازه قدرت خود را پىريزى و مستقر مىنمود ، از محيط زورآزماييها و مبارزات قدرتطلبانهاى كه بلاواسطه در ايران صورت مىگرفت ، دور بود ؛ زيرا وى ابتدا نيروى خود را در ماوراءالنهر يعنى در سرزمينى كه - اگر از نظر
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به : اصطخرى ، ص 143 به بعد ؛ - ياقوت ، ج 5 ، ص 12 ؛ - دربارهء اين اوضاع رجوع كنيد به :Krysm'skyj I 65 - 67( 2 ) - رجوع شود به فصل « حس مليت » از همين كتاب .