كند ؛ اگرچه از طرف ديگر محاصرهء عمرو در هرات ، از طرف خجستانى به عدم موفقيت انجاميد . در همين بين نيز دخالت منصور كه از طرف عمرو حمايت مىشد و قيام نيشابوريان در غياب خجستانى ، وقتى كه وى در طخارستان بود ، سركوب گرديد ، و خجستانى اندكى پس از اين وقايع مرو و اصفهان « 1 » را به تصرف درآورد . بدين ترتيب چنين به نظر مىرسيد كه در خطّهء خراسان يك دولت ايرانى جديدى در حال تكوين است تا قدرت صفاريان را كه در نتيجهء انتصاب اجبارى ( 22 / 9 تا 20 / 10 / 879 ميلادى مطابق صفر 266 هجرى ) عمرو به مقام فرماندهى پليس در بغداد و سامرّا « 2 » سر از نو براى دستگاه خلافت تهديدآميز شده بود ، از پشت سر به خطر بيندازد . و بنابراين خجستانى ( و لو اينكه ظاهرا هم ارتباطات بلاواسطهاى بين او و مركز خلافت برقرار نبود ) موجب آسايش و تسهيل وضع بين النهرين شده ، بخصوص كه بين النهرين درست در همان موقع در نتيجهء سركوبى قطعى زنج « 3 » ( كه در اوت 883 ميلادى پايان يافت ) و به علل ديگر آرامش يافته و پايتخت آن از سامرّا به بغداد كه تا آن زمان در مخاطره بود ، منتقل گشته بود . امّا در اين احوال خجستانى - كه قصد داشت مادرش را كه به اسارت شورشيان در آمده بود آزاد كند - نزديك نيشابور به دست غلامش كشته شد ( 21 / 6 تا 20 / 7 سال 882 ميلادى مطابق ذوالحجهء 268 هجرى ) « 4 » .
رافع بن هرثمه جانشين منتخب خجستانى كه مثل وى در اصل رفيق و ملتزم محمد بن طاهر ، و همچنين در آغاز امر در خدمت يعقوب بود ، ناگزير به انجام مبارزات
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1940 به بعد و 1947 و 2008 به بعد ؛ - حمزهء اصفهانى ، ص 149 ؛ - تاريخ سيستان ، صفحات 236 تا 238 ؛ ابن الاثير ، ج 7 ، صفحات 97 تا 101 و 108 ، 111 و 120 .
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1936 ، - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 110 .
( 3 ) - اينان يك مرتبهء ديگر در سال 879 / 880 ( - 163 ) رامهرمزد را متصرف گشتند : طبرى ، رديف 3 ص 1944 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 109 .
( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 2017 و 2025 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 100 .