تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
را با انضباط و نظم شديدى حفظ مىكرد و هر اندازه هم كه سردار لايقى به شمار مىرفت ، و هرچه هم كه به خوبى توانسته بود شبكهء وسيعى از جاسوسان به وجود آورد « 1 » ، ولى با اين همه از لحاظ اهميت به پاى برادر متوفاى خود نمىرسيد : به اين معنى كه وزنهء قدرتى كه - در نتيجهء الحاق خوزستان « 2 » - در دست وى متمركز شده بود به واسطهء پيشرفتها و وقايع تازه‌اى كه در اين اثنا در ايران رخ داده بود محدود شد . زيرا با وجود اينكه پس از تسلّط اسلام بر ايران يعقوب براى اولين بار به مناطق جنوبى و جنوب شرقى اين سرزمين ( سيستان و فارس ) دوباره وزنهء سياسى بخشيده ، و با آنكه با تسخير رخّج و خلج و زابلستان خدماتى مورد تقدير و قبول عامه در راه ترويج اسلام در طرف نواحى شرق انجام داده بود « 3 » ، مع‌ذلك وى يگانه مدعى تخت و تاج در وطن خود به شمار نمىرفت . در نواحى ديگر نيز كوششها و فعاليتهايى براى كسب استقلال به وقوع پيوسته بود و يا مانند آذربايجان و فارس « 4 » لااقل زورآزمايىهايى محسوس مىگشت و در آغاز كار به هيچ وجه معلوم نبود كه سرانجام ، موفقيت نهايى نصيب كدام يك از اين مدعيان خواهد شد . در اين مورد قبل از هر چيز فعاليت احمد بن عبد الله خجستانى ( اهل خجستان واقع در منطقهء كوهستانى بادغيس « 5 » ) اهميت يافته بود . وى يكى از ملتزمين محمد بن طاهر مغلوب - كه توانست نزديك « دير العاقول » « 6 » از اسارت
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 165 به بعد . ( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1937 ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 8 ، صفحات 46 تا 50 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 234 به بعد . ( 3 ) - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 107 ؛ - در مورد خلج رجوع كنيد به حدود العالم ( فهرست : 36 ) ، ص 347 . ( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1886 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 89 و 95 ( سنوات 873 تا 875 ميلادى 259 تا 261 هجرى ) ؛ - و نيز رجوع شود به صفحات بالا ؛ حوادث از سال 861 به بعد . ( 5 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 402 ( در اينجا خجستان به ضم جيم ضبط شده ولى صحيح به كسر جيم است ) . ( 6 ) - رجوع شود به صفحات بالا ، حادثهء دوم رجب 262 هجرى .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 128 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى