بديهى است كه با اين وصف ، باز خطر به كلى مرتفع نشده بود بلكه يعقوب توانست بار ديگر مهاجمانه در فارس نفوذ كرده ، تا « نوبندگان » ( شمال غربى شيراز ) پيشروى نمايد و سپاهيان خليفه را به ترك ناحيهء جنديشاپور ( خوزستان شمالى ) ناگزير نموده ، زنگيان را از اهواز براند . آنچه در تمام اين احوال بيش از همه مورد نگرانى بود ، اين بود كه زنگيان در اين موقع تن به متاركهء جنگ با يعقوب داده بودند و اگرچه مفهوم اين متاركه هجوم مشترك اين دو رقيب بر ضد دستگاه خلافت نبود ولى باز در نتيجهء اينكه متقابلا باهم مخالفت نمىكردند ، خطر هريك از اين دو قدرت به مراتب بيشتر مايهء نگرانى بود « 1 » .
در چنين اوضاع و احوالى مرگ يعقوب صفار در جنديشاپور در چهارم ژوئن سال 879 ميلادى ( برابر نهم شوال 265 هجرى ) « 2 » بهمنزلهء نجات واقعى حكومت سامرّا - كه علاوه بر اين ، گرفتار جنگهاى سرحدّى بر ضدّ بيزانس بود و نيز در نتيجهء مستقل شدن « طولونى » ها در مصر به سال 868 ضعيف شده بود - محسوب مىشد . اگرچه خليفه در اين موقع اميد داشت كه با صدور فرمان رسمى حكومت فارس براى يعقوب ، باب صلح و آشتى را با وى بگشايد « 3 » .
هرچند برادر و جانشين يعقوب ، يعنى عمر و صفار واحد العين ، سپاهيان
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1912 تا 1914 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 101 .
( 2 ) - بنا به نقل مسعودى ( مروج ) ، ج 8 ، ص 46 : سهشنبهء 23 شوال 265 هجرى برابر با هيجدهم ژوئن 879 ، ولى روز 23 شوال و 18 ژوئن روز پنجشنبه بوده نه دوشنبه ؛ بنا به نقل تاريخ سيستان : دوشنبه 20 شوال سال 265 هجرى برابر 15 ژوئن سال 879 ؛ و بنا به نقل گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 14 ، شنبه ، 14 شوال برابر با 9 ژوئن ولى 14 شوال برابر با 9 ژوئن سهشنبه بوده است نه شنبه . - در مورد قبر يعقوب رجوع كنيد به : يادگار ، پنجم ، 4 تا 5 ، سال 1323 ، صفحات 123 تا 129 .
( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1931 ؛ - حمزهء اصفهانى ، ص 149 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 232 به بعد ؛ - ياقوت ج 3 ، ص 150 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 107 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 253 ؛ - در ابن خلكان ( فهرست : 113 ) ، ج 11 ، صفحات 53 تا 76 ، شمارهء 838 ، التقاطاتى از ابن الاثير ، طبرى و ابو الفداء مشاهده مىشود بدون اينكه مطلب تازهاى بر آن افزوده گردد .