موقتى « 1 » نتوانستند اين قيامكنندهء زيدى را برانند ، سردار خليفه به نام مفلح وى را در همان موقع مجبور ساخت تا به سوى ديلم هزيمت كند « 2 » ، و در نتيجه دوباره عظمت و اهميت سامرّا در اين ناحيه استحكام يافت ، و الموفق توانست از اين فرصت براى بر كنار زدن طاهريان استفاده كند .
واقع امر چنين بود ؛ و يعقوب صفار نيز اين واقع را مىديد چيزى ، كه بود مىخواست بهرهء اين موفقيتها عايد الموفق نشده بلكه نصيب خود او گردد ، و از اينجا نيز سبب اينكه عزيمت از فارس به بلخ را پذيرفت معلوم مىشود .
در اين بين صفار از محاصرهء بلخ دست كشيد و بجاى آن كابل را ( به سال 871 ميلادى برابر 257 هجرى ) فتح كرد و حكمران آن ديار ( ژونبيل ) را به اسارت درآورد و سپس چندى در « بست » توقف نمود و سرانجام مدت يك سال دژ خوارج « كروخ » ( در شمال شرقى هرات ) را محاصره نمود و مورد حمله قرار داد . همينكه ديگر زمان هجوم به طاهريان - كه در نتيجهء امتناع وى از آزاد ساختن يكى از شاهزادگان طاهرى ، خصومت قطعى آنان را بر ضد خود مسلم كرده بود « 3 » - فرا رسيد ، يعقوب با فرمانده دژ مذكور به نام عبد الرحمن ( رحيم ) كه خود را المتوكل على الله مىناميد قراردادى منعقد ساخت كه تصرف برخى از مناطق كوهستانى را براى وى تضمين مىكرد « 4 » . سپس خود را براى حمله بر ضد محمد بن طاهر كه از تحويل يكى از مخالفان صفاريان
هامش
( 1 ) - رجوع شود به قبل ، موفقيتهاى طاهريان ، و نيز به :Schwarz VI 757 f .( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1698 ؛ ابن الاثير ، ج 7 ، ص 66 - ( در عين حال به زودى سپاهيان خليفه به دستور سامراء ، خود را از آنجا عقب كشيدند و با حكمران رى ، موسى بن بغه ، به بين النهرين رفتند ، تا در آنجا « پاداش » جزيل خود را از خزينهء دولت دريافت دارند .
( 3 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ص 12 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 82 - و نيز مراجعه شود به :M . Longworth Dames in der E I , I 171 .( 4 ) - عبد الرحمن را به زودى پيروانش برانداختند و ابراهيم بن احضر را به جاى آن نشاندند : تاريخ سيستان ص 218 .