تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
متعددى بين آن ناحيه و اردبيل ارتباط برقرار كرد و در اين پيكار و زدوخورد جاسوسان و خبرگزاران دو طرف وظيفهء بزرگى ايفا مىكردند « 1 » . اين جنگ بخصوص پس از اينكه پاپك ، بعد از نخستين كوشش بىثمرش نزديك ارشق بالاخره دو بار گروههاى كمكى را كه با آذوقه از مراغه مىآمدند تصرف نمود ، شدت يافت و در نتيجهء اين دستبرد ، لشكر افشين از لحاظ غذا سخت به مخاطره افتاد و تنها به وسيلهء كمك اندك فرمانرواى شيروان تا اندازه‌اى رفع ضرورت شد « 2 » . حملهء دوجانبه بر ضد ستاد اصلى پاپك در البذ ( در سال بعد يعنى 836 ميلادى 221 هجرى ) نيز سرانجام به جهت برف و بوران سخت درهم شكست و سردار « بغه » كبير ناگزير شد با تمام خطرى كه براى او بود ، از ميان صف دشمن يعنى « خرّم دينان » به طرف مراغه عقب‌نشينى كند . « 3 » تازه ، سال 837 ميلادى ( 222 هجرى ) موفقيت قطعى را با خود آورد : بدين معنى كه پس از سنگربندى پرمشقت و جنگهاى صف به صف در مناطق كوهستانى كه پيوسته محل فرمانروايى پاپك و برادرش عبد الله را تنگ‌تر مىكرد ، و پس از نبردهاى روزمره ، لشكر دشمن در درّه‌ها و دامنهء كوهساران ، سرانجام با كمك سپاهيانى كه بخصوص براى چنين نبردى آزموده شده و مجاهدان بىباك و سلحشورى كه از روى ايمان داوطلب چنين جهادى شده بودند ، حمله‌اى به وقوع پيوست كه سرانجام به جنگ عمومى منتهى گشت و تصرف البذ را در
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 : صفحات 1170 تا 1172 ؛ - مسعودى ( مروج ) ج 7 ، ص 123 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 151 . ( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1173 تا 1179 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 151 به بعد ؛ - كسروى ( شهرياران گمنام ) ، ج 2 ص 29 به بعد . و نيز :Vlad . Minorsky in der E I , III 285 ( s . v . Maragha )( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1186 تا 1193 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 154 . دربارهء اين جنگها رجوع كنيد به :Herzfeld , Sam . VI 138 - 142 und ( geogr . ) Schwarz VIII 1127 - 1134 , 1167 f .