بغداد مقام نظامى مهمى را شاغل بود ) « 1 » . طلحه از اين عمل بسيار راضى بود « 2 » و به همان اندازه كه انتصاب وى به حكومت از طرف خليفه ، امير المؤمنين « 3 » براى او و براى هواداران وى بخصوص اهل علم ، اهميت داشت ، به همان اندازه نيز حفظ ، لااقل ، عنوان اسمى فرمانروايى مطلق در قسمت شمال شرقى ايران براى خليفه حائز اهميت بود « 4 » .
گرچه با يك چنين راه حلى نظرا تغيراتى مشاهده نمىشد ، اما عملا در خاك ايران نخستين سلسلهء سلاطين مسلمان تشكيل يافت : يعنى « رجعت » سياسى ملت ايران شروع شد ، ولى اين نتيجهء قاطع مولود قيام مذهبى يا قيام اجتماعى نبود بلكه از تصميم ارادى و آزاد وابستگان طبقهء حكمرانان كوچك و دهقانان كه مقام رهبرى اجتماعى داشتند سرچشمه گرفته بود . و ازاينرو هيچگونه تحول و انقلابى در داخل كشور به وجود نياورد ، بلكه طبقهبندى اجتماعى آن زمان را با سنن و آداب قومى خود و نيز عقايد دينى تسنن كه دقيقا رعايت مىشد و مذهب دولت موافق آن بود ، و اساسا تحت تأثير عقايد معتزله قرار داشت « 5 » ، به حال خود باقى گذاشت . اين واقعيت براى سير و تاريخ معنوى ملت ايران و فرهنگ و تمدن آن اهميت قاطع داشت ، زيرا بدين وسيله ميراث كهن ايرانيت
هامش
( 1 ) - در اينجا بود كه وى از پدر خود نامهء معروفى را كه به عنوان مصداق زيركى و نمونهء خردمندى واقعى فرمانروايى ، معروف است ، دريافت نمود : طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1045 تا 1061 ؛ - طيفور ( تاريخ بغداد ) ، ص 39 به بعد ( ترجمهء آلمانى آن ص 17 ، به بعد ) ؛ و نيز :Herzfeld , Sam . VI 154 f . - Dazu Richter , Furstenspiegel ,( فهرست : 283 )
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1063 تا 1065 ؛ - العيون و الحدائق ، ص 361 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 129 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 141 ؛ مستوفى ( تاريخ گزيده ص 316 - دربارهء طاهريان رجوع كنيد به :Sabusti / Rothstein 159 - 165 .( 3 ) - رجوع شود به فصل « وضع حقوقى حكومت ايران نسبت به دستگاه خلافت » از همين كتاب .
( 4 ) - رجوع شود به فصل مذكور در پاورقى مقدم .
( 5 ) - رجوع شود به فصل « مشاغل و مقامات مختلف » و « سنّيان » از همين كتاب .