شهيد نشدهاند لااقل بدين گونه مستدل مىنمايند ) تغيير نظريهء سياسى مأمون كه علايم آن نيز رفته رفته محسوس مىشد ، وى را حقيقتا بر آن داشته است كه امام شيعيان را مسموم سازد .
وضع ثابت و مستحكمى كه عباسيان در اثر زحمات مأمون در مشرق به دست آورده بودند فعاليت روز افزون سياست خارجى را دوباره ممكن ساخت ، درحالىكه اقدامات و فعاليت در زمينهء سياست خارجى ، به استثناى يك مورد يعنى اردوكشى به سوى اسروشنه در سال 794 / 795 ميلادى ( مطابق 178 هجرى ) « 1 » ، سالهاى متمادى بود كه صورت نگرفته بود و تازه در اين اوان يعنى در سال 816 / 817 ميلادى ( مطابق 201 هجرى ) نواحى سرحدى يعنى ديلم و مازندران كه در سال 805 ميلادى اسما تابع هارون الرشيد شده بود ، « 2 » به تصرف در آمد ، و يكى از حكمرانان مازندران به نام شهريار بن قارن بن شروين ( سلسلهء باوند ) از حيطهء حكومت خود رانده شد درحالىكه حكمران ديگر آن يعنى مازيار بن قارن كه هنوز از نظر سياسى اهميت زيادى داشت در پيشگاه خليفه حاضر شد و حكمران ديلم نيز به اسارت افتاد « 3 » و به همين ترتيب فرمانرواى اسروشنه و نيز كابلشاه در اين موقع خود را مجبور به اطاعت ديدند . « 4 »
در طى سالهاى اخير پيوسته ضرورت « 5 » حضور مأمون در بين النهرين آشكارتر مىگشت بخصوص از اين نظر كه شورشهاى مكرر در موصل « 6 » ، كوفه « 7 » ، جزيره « 8 » ،
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 631 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 48 .
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 705 ؛ - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 141 به بعد .
( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1014 ؛ - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، صفحات 145 تا 148 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 111 ؛ ابو الفداء ، ج 2 ، ص 116 ؛ كسروى ( شهرياران گمنام ) ج 1 ، صفحات 23 تا 27 . و نيز :Rehatsek 423 f . ; Rabino , Maz . 406 f . , 412 ;( 4 ) - بلاذرى ، ص 340 .
( 5 ) - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 118 .
( 6 ) - ابن الاثير ، ج 6 ، 102 ، 108 ، 119 .
( 7 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 976 تا 979 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، صفحات 202 تا 104 و 105 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 172
( 8 ) - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 104 .