تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
سهل كه تازه در سال 805 / 806 ميلادى ( مطابق 190 هجرى ) مسلمان شده بود ، پسر خود مأمون ( حكمران سابق خراسان ) را همراه برد ، پس از مرگ خليفه پسر ديگر هارون الرشيد يعنى امين كه مادرش عرب بود وارد بغداد شد و زمام حكومت نيمهء غربى امپراطورى را برطبق تقسيم پدرش به دست گرفت ، درحالىكه مأمون ناچار بود از خراسان نيمهء شرقى آن را تحت رهبرى عالى برادرش اداره كند . ولى مأمون به پيروى از نصايح عاقلانهء فضل بن سهل توانست ابتدا در آنجا پشت و پناه محكمى برقرار كند و بعدا مدعى خلافت گردد . هرثمه حكمران خراسان نيز به وى پيوست و به رياست « حرس » منصوب شد . « 1 » از روايات موجود نمىتوان كاملا به اين نكته پى برد « 2 » كه مسئلهء ايرانى بودن ما در مأمون تا چه حد در ايجاد توافق ميان وى و ساكنان ايران تأثير داشته است ، اما ظاهرا اين مسئله اهميت اساسى داشته و شايد هم وسيله‌اى بوده است كه جويندهء تاج و تخت توانسته از لحاظ زبان بلاواسطه با هم‌وطنان مادر خويش ارتباط شخصى داشته باشد . اضافه بر اين مأمون شخصيتى بسيار فعال و آزادفكر و به يقين در بين متأخران خلفاى عباسى از همه مهم‌تر بوده است ، به‌طورىكه خصايل او نيز موجب جلب توجه و علاقهء مردم مىشد . اگرچه هم‌زمان با آن مأمون در جبههء پشت سر به پيكار با رفيع اشتغال داشت ، ولى باز ، امين نتوانست موقعيت او را در مشرق متزلزل سازد « 3 » .
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 772 تا 775 و 778 ، - جهشيارى ( كتاب الوزراء ) ، ص 353 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 75 . - و نيز : ( 2 ) - طبرى ( رديف 3 ، ص 1142 ) لااقل مىگويد : « وى ايرانيان را بر عربها برترى مىداد » . بطور كلى رجوع شود به :Karl V . Zettersteen in der E I , III 241 f .( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 780 تا 783 ، 786 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، صفحات 529 تا 531 العيون و الحدائق ، ص 322 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 73 و 75 .