خود داشت . در اين ميان مردى از اق ( اوق ) به نام حسين « 1 » از موالى قيس بن ثعلبه در سال 791 / 792 ميلادى ( مطابق 175 هجرى ) با شعارهاى دينى در خراسان خروج كرد و لشكر وى تا آن حد نيرومند بود كه توانست حملهء حاكم سيستان را دفع كند و پس از آن بادغيس و پوشنگ و هرات را تصرف نمايد .
وى در سرزمين كوهستانى آنجا دو سال متمادى در برابر سپاهى بسيار قوىتر از سپاه خود پايدارى كرد ، ولى در آخر كار مغلوب و به سختى كشته شد « 2 » .
اما با اين عمل نهضت خوارج خاموش نشد و باز در سال 795 / 796 ميلادى ( مطابق 179 هجرى ) به رهبرى پيشواى جديدى به نام حمزة بن عبد الله ( الشارى ) الاترك ( آزرك ؟ ) دوباره از سيستان تجلى كرد « 3 » . در سالهاى بعد به پيشروى تا پوشنگ و هرات و متعاقب آن ( پس از غلبه بر دو گروه از سپاه دولتى ) تا نشابور توفيق يافت . اما حمزه در اينجا به شكست مهلكى دچار شد و ( بنا به منقول با 40 مرد جنگى ) به كوهستان عقبنشينى كرد . درحالىكه سپاه عباسيان آق و گوين و بعد نيز زرنگ را ( كه همه در شمال شرقى يا مشرق درياچهء زره هامون است ) به تصرف درآورد و بسيارى از دهكدههاى خوارج را با خاك يكسان كرد و پارهاى از اين ويرانىها به انتقام حملات غافلگير و بىرحمانهء حمزه مثلا به پوشنگ بوده است . سرزمين صعب العبور اين كوهستان كه طى دهسالههاى نخستين براى مسلمانان مقتفى قربانيهاى زياد و خونينى بوده ، در اين موقع نيز پناهگاه خوبى براى دشمنان حكومت محسوب مىشد . جنگ بر ضد حمزه
هامش
( 1 ) - « ابن اثير » و « كامل » اينطور نقل نموده ، ولى در تاريخ سيستان « خضين » آمده است .
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 41 ؛ تاريخ سيستان ، ص 152 به بعد .
( 3 ) - بلاذرى ، ص 401 به بعد ؛ طبرى ، رديف 3 ، ص 638 ، 650 ؛ ابن الاثير ، ج 6 ، ص 49 ؛ تاريخ سيستان ، صفحات 157 تا 160 .