تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ده‌ساله‌هاى بعد ، با وجود اردوكشيهاى مكرر خليفه ، محفوظ بدارند « 1 » . ناكاميهاى مداوم قيامهاى بومى در خراسان ، بالنتيجه ، اين حقيقت را به خوبى آشكار ساخت كه سلطهء عباسيان را در خراسان نمىتوان به زور واژگون ساخت . اما خلفا نيز ناگزير از اين شورشهاى پىدرپى نتايجى گرفتند : چنان كه تقريبا تعويض تمام حكام سرزمينهاى ايران را در سالهاى 779 / 780 ميلادى ( مطابق 163 هجرى ) « 2 » و 781 / 782 ميلادى ( مطابق 165 هجرى ) « 3 » بايد بىشك ازاين‌رو دانست كه خلفا مىكوشيدند رجال و كارمندان بدنام و ناقابل را از كار بر كنار كنند و به جاى آنان رجال لايق بگمارند . البته اين كار در يك مورد ( در خراسان ) بىثمر بود ، زيرا فرمانرواى آنجا آشكارا سرپيچى كرد و ناگزير براى عزل وى متوسل به اعمال زور شدند و اين وضع موجب ايجاد آشوب تازه‌اى گشت ، اما در دورهء فرمانروايى حاكم جديد دوباره سيستان از لحاظ ادارى به خراسان ملحق گشت « 4 » . طبيعى است كه آرام ساختن حس ايرانيت به اين زودى امكان نداشت و بنابراين جاى تعجب نبود اگر پس از سركوبى اين همه قيامها كه كانون آنها را اعتقاد به ابو مسلم و كيش زرتشت تشكيل مىداد ، اكنون نيز افكار و عقايد خوارج در اينجا ، در شمال شرقى ايران ( 791 / 792 ميلادى مطابق 175 هجرى ) رونق بگيرد : يعنى عقايد آن فرقه‌اى كه در بين النهرين از اهميتش كاسته شده بود ولى در سرزمين ايران ( خاصه در سيستان ) « 5 » هنوز محل امنى براى حفظ
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل مذكور در پاورقى قبل . ( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 500 ؛ - ابن - الاثير ، ج 6 ، ص 21 به بعد ؛ - تاريخ سيستان ، ص 150 . ( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 505 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 22 . ( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 503 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 24 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 151 . - نيز رجوع شود به :Tritton , Theol . 19 .( 5 ) - رجوع كنيد به فصل « صفاريان » و فصل « خوارج » از همين كتاب .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 87 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى