سرچشمه مىگرفت و بلكه اصولا ايجاد استحكام درونى سياست ايشان در خراسان نيز كما فى السابق به وسيلهء طغيان تودههايى كه از لحاظ مذهب ناراضى بودند به مانع برمىخورد . يوسف بن ابراهيم ملقب به يوسف البرم كه در سال 776 / 777 ( مطابق 160 هجرى ) در پوشنگ خروج كرد و نهضت وى خراسان ميانه و مرو الرود و طالقان و گوزگان را فراگرفت ، به سرعت بسيار سركوب شد و همزمان با آن فرغانه كه مجددا سر طغيان برآورده بود ، به موجب حملهاى كه تا كاسان مقر حكومت آن زمان ، دامنه يافت ، ناگزير به اطاعت گشت . يوسف « عقايد خاصى دربارهء المهدى خليفه » داشت و مىتوان چنين فرض كرد كه اين گونه اعلان جنگ ( كه براساس شعائر شيعى مستدل گشته بود ) در آن موقع و مخصوصا در اين حدود ، نيز جنبهء مذهبى داشته است ؛ معذلك ما در اين باب هيچگونه اطلاعى در دست نداريم « 1 » .
عميقترين و خطرناكترين اين قيامها ، شورش هاشم بن حكيم ملقب به المقنّع ( نقابپوش ) بود كه از دهكدهاى نزديك مرو خروج كرد و از جيحون تا كش را زير نفوذ خويش گرفت . اين پيشوا در اين محل مسكن گزيد و سرانجام در همانجا پس از آخرين پيكار تعصبآميز خود ، در ميان درياى شعلههاى حصن مشتعل به استقبال مرگ شتافت ( 777 / 778 ميلادى برابر 162 / 163 هجرى ) « 2 » . ظاهرا سرخجامگان در گرگان توانستند عقايد و افكار وى را در
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 470 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، 478 به بعد ؛ - يعقوبى ( بلدان ) : ص 303 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 15 . - ( دربارهء نام كاسان مراجعه كنيد به :Wilh)Barthold in der E I , II 65 , 66 )در مورد ساير مطالب رجوع شود به :Moscati , Mahdi I 331 f . ; Barthold , Turk . 198 ; Wiet 126 .( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 484 به بعد و 494 ؛ نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، صفحات 64 تا 74 ؛ ابن الاثير ، ج 6 ، ص 13 و 17 ؛ العيون و الحدائق ، ص 273 ؛ ابو الفداء ، ج 2 ، ص 44 به بعد ( در ذيل سنهء 779 / 780 163 ) ، و نيز :Barthold , Turk 199 .. جزئيات عقايد مذهبى المقنع در فصل « زردشتيان و فرق متأثر از آنان » خواهد آمد .