تهديد و مخاطرات بود ، هنوز تعادل و آرامش سابق برقرار نشده بود . واضح است كه سيادت و خلافت عباسيان در سند « 1 » ( نيز مانند عربستان « 2 » ) به رسميت شناخته مىشد . ولى ژونبيل هرگز به اين فكر نبود كه از اوامر حكمران عباسيان در سيستان اطاعت كند و خراجى را كه سالهاى متمادى از پرداخت آن سرباز زده بود « 3 » در اين موقع دوباره بپردازد . اين دفعه نيز مثل دفعات سابق دستيابى به وى ممكن نمىنمود زيرا وى از رخّج ( رخذ
Arachosien
واقع در طرف شمالى به زابلستان گريخت . حتى در سال 768 ميلادى دستور داد كه يكى از سپهبدان را به قتل برسانند ، بىآنكه مؤاخذه و محاكمه و مجازات وى امكانپذير باشد « 4 » . در سال بعد دستهاى از سپاهيان خليفه توانست فقط تا كابل پيش رود « 5 » ، ولى شهر كابل تازه در سال 794 / 795 « 6 » ( مطابق با 178 هجرى ) از جانب خراسان متصرف گشته و غنايم بسيارى از آنجا به دست آمد « 7 » . و همزمان با اين پيكارها براى تصرف كابل نيز بايد پيشروى مجدد قشون خليفه را به فرغانه كه فرمانرواى آن ، آن طورى كه به نظر مىرسيد ، در آن موقع ( در تبعيد ؟ ) در كاشمر مقر گرفته بود ، فرض نمود ، كه پس از پيكارهاى طولانى ، مذكرات آنان به مصالحهء طرفين منجر شد « 8 » .
گذشته از اينها اقداماتى كه از لحاظ سياست خارجى عباسيان از ايران
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 138 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 448 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 189 .
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 81 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، صفحات 191 تا 193 .
( 3 ) - رجوع كنيد به بالا : فصل « زمان امويان » .
( 4 ) - ابن الاثير ج 5 ، ص 224 به بعد ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 28 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 143 به بعد .
( 5 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 369 ؛ ابن الاثير ، ج 5 ، ص 225 ؛ ابو الفداء ، ج 2 ، ص 28 .
( 6 ) - بنا به عقيدهء ابن الاثير حتى در سال 787 / 788 171 هجرى .
( 7 ) - بلاذرى ، ص 401 به بعد ؛ - طبرى ، رديف 3 ، ص 634 ؛ - يعقوبى ( بلدان ) ، ص 291 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 38 ؛ - تاريخ سيستان ، ص 154 به بعد و 156 ( 795 / 796 179 هجرى ) .
( 8 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 465 به بعد ؛ - نيز مراجعه كنيد به :Wilh . Barthold in der E I , II 65 ( S . V . Farghana )