چگونه بعضى آراى مذهبى ايرانى ، در مجامع شيعى ايرانى ( و بعد غير ايرانى ) راه يافته است . و بدون شك هدفهاى سياسى نيز در قالب همين جنبشها به مرحلهء اجرا درآمدهاند : بدين ترتيب كه عناصر مخالف با اين طرز عضويت ايرانيان در حكومت عباسى ، و يا نيز كسانى كه مىخواستند براى ملت خود استقلال بيشترى تأمين كنند ، در اين جنبشها شركت مىكردند و اين جنبشها را براى حكومت بغداد بيش از آنچه خود به خود بود ، خطرناكتر مىساختند .
خلفا نيز پيوسته نسبت به اهميت اين جنبشها با شديدترين وسايل در مقابل آنها عكس العمل نشان مىدادند . اولين جنبش مستقيما پس از مرگ ابو مسلم به وقوع پيوست و ظاهرا مجامعى موجب آن بودند كه شخصيت ابو مسلم از نظر مذهبى براى آنها اهميت داشته است . در خراسان اين جنبشها را سنباد ( موسوم به پيروز اسپاهبذ ) رهبرى مىكرد . روايات موجود سنباد را به عنوان فردى كه قبلا زرتشتى بود معرفى مىكنند ولى او ديگر ( مانند به آفريد كه اندكى قبل از وى كشته شد ) « 1 » خود را تنها مصلح دين زرتشتى نشان نمىداد ، بلكه ساير محافل اسلامى را نيز در عداد پيروان خود به شمار مىآورده است . هرچند كه از طرف ديگر اكثر پيروان وى را « ساكنان كوهستان » ( كه حتما در آن وقت هنوز به دين اسلام نگرويده بودند ) تشكيل مىدادند . مورخان هدف جنبش وى را انتقام مرگ ابو مسلم و پيشروى به سوى عربستان براى ويران ساختن كعبه ذكر كردهاند . منصور خليفهء عباسى براى سركوبى اين نهضت كه نشابور و قومس و رى را تصرف كرده بود ، سپاهى فرستاد كه هفتاد روز پس از اين قيام ، ميان رى و همدان با لشكريان سنباد مصادف شد و آنان را ، پس از اينكه از ترس شتران جنگى مضطرب شده بودند ، مغلوب ساختند . رهبر اين نهضت ناگزير گريخت
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل « زردشتيان و فرق متأثر از آنان » از همين كتاب .