زيرا او سياستمدارى بود كه از نظر دينى در عقايدش پارهاى از آراى آسياى مركزى ( مثل « تولّد مجدّد » كه براى بعضى از شيعيان مىتوانست در مورد عقيده به امامت « رجعت » پايهء خوبى باشد ) وجود داشته « 1 » ، و نيز به نفع و صلاح دولت ، بدون دغدغهء خاطر ، بر ضد محافل واقعا دينى ( نه سياسى م ) ( مانند شيعيان بخارا ) اقدام مىكرد . وى نيز خودش را شخص منجى به حساب نمىآورد « 2 » و مخالفتى نيز در مقابل برانداختن متعصبان نسبت به عباسيان ( مراد « راونديه » است كه پيروان آن ، المنصور را مظهر الوهيت مىدانستند و به همين جهت به دستور خود منصور از دم شمشير گذشتند ) در بين النهرين از خود نشان نمىداد « 3 » ؛ ولى باز آخرين هدفهاى وى در مقابل عباسيان تاريك مانده است .
بنابراين ابو مسلم از اقدام محافل رهبران عرب كه در اين حال ناگزير به اتحاد با وى بودند خرسند بود ؛ چه اينكه اين امر براى اجراى جنگ در ايران و همچنين در بين النهرين و سوريه و مصر اهميت بسيار داشت . روابط تيرهء ابو مسلم با نصر ، كه يكى از سران مستقل و بسيار فعال بود ، سبب شد كه ابو مسلم موقتا با يمنىها و ربيعه بر ضد مضر ( كه دوست امويان بودند ) متحد شود . ايشان نيز ( در روز پنجشنبه 15 فوريه سال 748 ميلادى ) « 4 » راه را براى او به مرو گشودند و ابو مسلم به زودى در آنجا رؤساى قبايل ( نقباى ) خزاعه و طيئ و تميم و بكر بن وائل را بر سر كار آورد و از ايشان براى آل رسول بيعت گرفت .
نصر ( به راهنمايى يكى از ميانجيان ابو مسلم كه واسطهء مذاكرات بود و بعدا
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به « فصل زردشتيان و فرق متأثر از آنان » از همين كتاب .
( 2 ) - همچنين دعائى كه « براى وى و حزب » مىشده ( طبرى ، رديف 2 ، ص 1970 ) مستلزم چنين ادعايى نبوده است . رجوع شود به بيعتى كه در مرو « براى قرآن ، سنت پيغمبر ( ص ) و رضاى خاندان وى » گرفته شده . طبرى ، رديف 2 ، ص 1989 .
( 3 ) - رجوع شود به فصل « سنيان » از همين كتاب .
( 4 ) - نهم جمادى الثانى سال 130 هجرى ، روز چهارشنبه بوده است ، بنا به قول حمزه اصفهانى ، ص 138 به بعد ، روز دوشنبه 25 دسامبر سال 747 ( برابر با 17 ربيع الثانى سال 130 هجرى ) .