تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
كشته شد « 1 » ، بگريزد . اهالى گرگان نيز پس از آنكه قيامشان به وضع خونينى سركوب شد ناگزير به تسليم شدند « 2 » و چاره‌اى جز الحاق خويش به قلمرو حكومت و قدرت عباسيان نديدند . يعنى به قلمروى كه ابو مسلم با انتصاب واليان و سرداران به تشكيل و ادارهء آن پرداخته بود . به همان نسبت كه موفقيتهاى ابو مسلم رو به فزونى مىرفت ، خودآگاهى و اعتماد به نفس او نيز افزايش مىيافت ، همچنان‌كه تقاضاى خوارج را مبنى بر قبول عقايد مذهبى و سياسى ايشان بالصراحه رد كرد و مبلّغان آنان را با نيروى نظامى برانداخت « 3 » . همچنين در اين موقع نيز با از بين بردن پسران كرمانى ( على و عثمان ) به وجود رهبران جمعيت عربى يمنى « 4 » كه به وى ملحق شده بودند ، خاتمه داد تا رهبرى نهضت را به تنهايى به دست بگيرد . دشمن قديمى وى نصر نيز در اواخر همان سال هنگام فرار به ساوه واقع در شمال غربى ايران درگذشت ( 9 نوامبر سال 748 ميلادى مطابق 12 ربيع الاول 131 هجرى ) « 5 » . در آن زمانى كه ابو مسلم در خراسان مانده بود تا وضع اين ايالت مهم و اصلى ايران را براى هميشه تأمين كند ، رهبرى اقدامات نظامى در مركز ايران در دست قحطبه و پسرش ابو الحسن بود . قحطبه از قومس ، پس از جنگ كوتاهى ،
هامش
( 1 ) - طبرى رديف 2 ، صفحات 2000 تا 2006 ؛ - ثعالبى ( غرر السير ، خطى ) ص 137 تا 139 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 144 به بعد . - و نيز :Karl V . Zettersteen in der E I , II 672 f .( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 2016 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 147 . ملخص در « العيون و الحدائق » صفحات 179 تا 206 . ( 3 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1995 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 143 . ( 4 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1999 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 143 به بعد . ( 5 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1 به بعد ؛ - دينورى ، ص 361 به بعد ؛ - مبرد ( كامل ) ص 171 ، 454 ؛ ابن الاثير ، ج 5 ، ص 148 . ( در مقابل اين روايت كه مرگ وى در نهم نوامبر 748 برابر با دوازدهم ربيع الاول 131 هجرى ، در سن 85 سالگى ، در ساوه اتفاق افتاده است ، روايات ديگرى است كه وى هنوز قبل از اينكه به رى - كه در آن ماهها اولين حملهء قتيبه را رد نموده بود - رسيده باشد ، وفات كرده است : رجوع شود به مراجع مذكور ) .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 71 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى