تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
رى را تصرف كرد ( 30 / 9 تا 28 ، 10 سال 748 ميلادى برابر با صفر 131 هجرى ) ، و اسپاهبذ مازندران را به طرفداران عباسيان جلب نمود درحالىكه حكمران دنباوند ( دماوند ) تا عهد خليفه منصور مقاومت مىكرد و به سبب صعب العبور بودن قلمرو حكومت وى ، توفيق اينكه او را به اتخاذ روش ديگرى مجبور سازند « 1 » ، حاصل نمىشد . مقارن با زمانى كه طرفداران امويان ( كه در اين وقت به موجب مركز قدرتشان سوريه ، « سورى » : « سوريه‌اى » ناميده مىشدند ) و عربهاى رانده‌شده از خراسان به سوى نهاوند عقب‌نشينى مىكردند ، شهر قم پس از دفاع و رد سادهء حملهء جناحى سپاهيان « سورى » از كرمان « 2 » ( 24 فوريه تا 25 مارس سال 749 ميلادى برابر با رجب 131 هجرى ) ، سقوط كرد . در اينجا آتش پشتكار و غيرت مهاجمين با تصرف غنايم فراوان مجددا مشتعل گرديد به‌طورىكه هنگام محاصرهء نهاوند از طرف قحطبه و پسرش در بهار سال 749 « 3 » سه ماه پايدارى كردند ، تا اينكه در اثر قرارداد سرى « سوريها » با قحطبه هنگام حمله‌اى دروازه‌هاى شهر گشوده شد و شهر به تصرف درآمد و مدافعان بومى آن همگى به قتل رسيدند « 4 » . در اين وقت ديگر لشكريان اموى از دفاع بقيهء ايران منصرف گشتند ، و حكمران از حلوان گريخت و پادگان « شهر زور » در حاشيهء غربى كردستان ( در روز پانزدهم اوت سال 749 ميلادى مطابق 21 ذوالحجه 131 هجرى ) پس از محاصرهء يك‌روزه تسليم شد و چون در اين ميان نيز پيشنهاد « عبد الله » طاغى ، حكمران جبال جنوبى و فارس ، مبنى بر الحاق به نهضت عباسى رد شد و وى به اسارت افتاد
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 2 تا 4 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 148 . - در مورد پيشروى خراسانيان رجوع كنيد به :Wellhausen , Arab . 334 - 342 ; Wiet 168 .( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 4 تا 6 . ( 3 ) - از شعبان تا شوال 131 هجرى برابر با 26 / 3 تا 21 / 4 سال 749 . ( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 6 تا 8 ؛ - دينورى ، ص 632 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 149 به بعد ؛ - نيز رجوع كنيد به ياقوت ، ج 3 ص 32 به بعد .