تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بود ، و ديگر ازاين‌رو كه قيام خوارج « 1 » كه آتش آن در بين النهرين مشتعل شده بود براى مدت مديدى اين منطقه را از حيطهء نفوذ و قدرت مركزى دمشق بيرون آورده و بدين وسيله ايران را ، بيش از آن مقدار كه تشنج خراسان به تنهايى مىتوانست ، از اطراف خود جدا كرده بود . به جهات مذكور ابو مسلم جرأت يافت تا در بهار سال 747 ميلادى ( مطابق 129 هجرى ) با دستهء هفتاد نفرى - با لباس حجاج و زائران كعبه - از خراسان از راه نسا به قومس مسافرت كند و مقامات متنفذ دولتى را به الحاق به نهضت عباسيان بخواند . مبلغان ديگر در نشاپور ، طالقان و خوارزم به اقدام مشابهى دست زدند و در تمام اوقات با ابراهيم ابن على پيشواى جديد اين حزب ارتباط برقرار بود . تا اينكه سرانجام ابو مسلم خود در روز نهم يا دهم ژوئن سال 747 ميلادى ( برابر با 25 يا 26 رمضان 129 هجرى ) جلو شهر مرو ، بيرق سياه عباسى را گشود ، و در وضعى كه افكار عمومى آن زمان داشت اين جنبش با خوشحالى به سرعت در آن نواحى توسعه يافت « 2 » . خراسان و گرگان و تخارستان و بخارا نيز به زودى در تبليغ به نفع اين حزب شركت كردند و ابو مسلم نخست « 3 » در دهكدهء سيقذنج « 4 » پس از آن در ماخوان نزديك مرو « 5 » سنگربندى كرد .
هامش
( 1 ) - دينورى ، صفحات 338 تا 341 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، صفحات 130 تا 132 ( 2 ) - طبق منقول در يك روز 60 قريه در نزديكى مرو به نهضت عباسيان پيوستند . - بنا به عقيدهءLeontios( صفحات 121 تا 123 ) مردم اين نواحى قبل از هر چيز از جنگهاى داخلى و فشار مالياتى به ستوه آمده بودند . ( 3 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1949 تا 1959 و 1961 تا 1965 ؛ - ابن سعد ، ج 7 / 2 ، ص 103 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، صفحات 132 تا 135 . و نيز :Elias 105( 4 ) - در كتاب الانساب سمعانى ( عكسى از خطى ) ص 322 ظهر ، چنين آمده است ( « 3 فرسنگى مرو » ) . ولى ناقلان ديگر « سقيدنج » و « سفيدنج » نقل كرده‌اند . رجوع شود به : ( مجموعه‌اى از روايات منقول در اين باره ) . ( 5 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، صفحات 409 تا 411 ؛ - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1965 تا 1969 ؛ - عقد الفريد ، ج 3 ، ص 257 .