تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
مطابق 103 هجرى ) بقرار معلوم مسموم شده بود « 1 » ، موجبات رنجش و آزردگى غير مترقبهء ايشان را فراهم آورد و ديگر به مماشات و موافقت حكومت اميدوار نبودند ( نهضت دوم در سمرقند به سال 728 / 729 ميلادى ( مطابق 110 هجرى ) اين مسئله را مجددا به اثبات رسانيد ) « 2 » ، و بنابراين راهى براى قيام ضد قدرت دولتى امويان و نمايندگانشان در خراسان به جاى ماند . البته ديگر حس ملى ايرانى ظاهرا نمىتوانسته در آن دوره اساس و پايهء كافى براى چنين قيامى باشد ، زيرا ايرانيت از لحاظ مذهبى در آن موقع ميان مسلمانان و زرتشتيان تقسيم شده بود و علاوه بر اين ، دين زردشت ، از لحاظ ظاهر و باطن ، بيش از حد ضعيف شده بود و نمىتوانست پايه‌اى براى چنين جنبشى بگردد « 3 » ، بلكه در اين وقت در بين مسلمانان ( يعنى در بين طبقهء حاكم و وابسته به آن ، از مسلمانان ) خراسان كه اغلب بطور جدّى پايبند مذهب تسنن بودند « 4 » در محيط خود اسلام ، نهضتى به وجود آمد كه برازندگى داشت خراسانيان را در قلمرو اين دين جديد به صورت يك جمعيت خاصى گردهم آورد ، و حتى شايد هم قدرت آن را داشت كه آنان را به‌صورت مبارزان پيش‌قدم ، در راه اسلام ، حقيقتى جلوه‌گر نمايد تا بدين‌وسيله حس خودآگاهى آنها را برانگيخته ، براى برانداختن دولت امويان ( و قبايل عرب و منازعات آنان ) يك پايهء قانونى مذهبى ايجاد كند . تبليغات عباسى در اواخر خلافت عمر دوم در تحت رهبرى محمد بن علىّ بن عبد الله بن عباس ، كه در سوريه مىزيست « 5 » ، شروع شد و در خراسان به دست محمد بن
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 37 . - و نيز :Vloten , Abb . 23 .( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1507 تا 1512 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 54 به بعد ؛ - نيز مراجعه كنيد به : بلاذرى ( انساب الاشراف ) ، ج 5 ، ص 161 و 141 و 453 ( 3 ) - رجوع كنيد به فصل « زردشتيان » از همين كتاب . ( 4 ) - در اين باره ، رجوع كنيد به فصل « سنيان » از همين كتاب . ( 5 ) - رجوع كنيد به :Karl Vilhelm Zettersteen in der E I , I 15 und Erg . - Bd . , S . 1 - 3 ; Vloten Abb . 16 f .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 57 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى