خراسان شرقى ( از طرف مغرب تا نهر بلخ ) براى پيشواى آنان مادامالعمر تضمين شده بود . قتيبه همينكه در اردوى خويش از طرف اين گروه محاصره شد ، ديگر قدرت پايدارى در مقابل آنان را نداشت و پس از نبرد خونينى در حال جنگ كشته شد ، و سر بريدهء « 1 » وى را براى سليمان ، خليفهء وقت ، بردند . ولى وى مانند وكيع بن حسان در مشرق ، نسبت به مقتولى كه خدمات فوقالعاده به اسلام كرده بود در ملأ عام اهانت نكرد ، بلكه دستور داد ، بدون سر و صدا ، سر بريدهء وى را به خاك بسپارند « 2 » .
با مرگ قتيبه توسعه و ترويج اسلام در آسياى مركزى موقتا پايان يافت ، ولى در مورد لزوم تأمين ارتباط جادهء قديم آسيا ( جادهء ابريشم ) تا خراسان ، حتى تا پس از مرگش از وى ، به عنوان نمونه و سرمشقى ، پيروى مىشد . در اطراف اين جاده تا آن زمان ، مازندران ( طبرستان ) و گرگان مانع تهديد كنندهاى و در عين حال براى نواحى قومس و نيشابور خطر به شمار مىرفت .
اما يزيد بن مهلّب « 3 » والى جديد خراسان و مقرّب خليفه ، سليمان ، توانست نسبتا به آسانى به خاك گرگان وارد شده ، پايتخت آن سرزمين را به تصرف درآورد .
ولى نخستين اردوكشى جنگى بر ضد سپهبد مازندران كه سرزمين كوهستانى و از لحاظ آبوهوا مخصوصا نامساعد بود ( در سال 716 / 717 ميلادى مطابق با 98 هجرى ) به ناكامى منجر گرديد و پس از آنكه عربها چندين بار شكست خوردند و به عقب رانده شدند ، يزيد خود را مجبور به مذاكره ديد . در اين
هامش
( 1 ) - دربارهء اين عادت رجوع كنيد به فصل « مجازات و اعدام » از همين كتاب .
( 2 ) - ابن الاثير ج 4 ، ص 11 - اينطور تصريح مىكند .
( 3 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1306 ، 1313 ؛ - ثعالبى ( غرر السير ، خطى ) ص 62 تا 63 ظهر ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، صفحات 354 تا 356 ؛ - يعقوبى ( بلدان ) ، ص 277 ؛ جهشيارى ( كتاب الوزراء ) ، ص 45 به بعد ؛ - العيون و الحدائق ، صفحات 17 تا 22 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 9 .