تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
( 1 ) بنى عباس حمله كند . ابو السرايا همچنانكه بر نيزه تكيه داشت خوابش ربود . سپاه او ناگهان گمش كردند چون هر چه اينجا و آنجا توى خودشان پىاش گشتند پيدايش نكردند . فرياد نيروى كوفه به تكبير و تهليل فضا را مىلرزانيد . همه او را صدا مىكردند . و همين سر و صداها ناگهان از خواب بيدارش كرد . ابو السرايا كه ناگهان بيدار شد خيال كرد غلامش از كمين بدر جسته و بر بغدادىها حمله آورده « همانطور كه بنا گذاشته بودند » او هم اهل كوفه را به حمله فرمان داد . در اين هنگام حمله‌ى كمين هم از پشت سر آغاز شد . سپاه بنى عباس « بغدادىها » از پيش و پس در محاصره‌ى مردم كوفه درآمدند غلام ابو السرايا « سيار » به پرچم‌دار نيروى بغداد تاخت و او را با ضرب شمشير از اسب فرو انداخت . پرچم سياه سرنگون شد و سياه پوشان شكست خوردند . سپاه كوفه در تعقيب بغدادىها سر به دشت و بيابان گذاشتند . كوفىها فرياد مىكشيدند . - هر كس پياده شود در امان است . بغدادىها براى اينكه جان خود را از خطر قتل امان دهند از
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 292 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني