تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
( 1 ) بازگشت از اين جنگ همه مجهز و مسلح بودند . زيرا از اسلحه‌ى دشمن غنيمت هنگفتى برده بودند . سپاه كوفه همه سوار اسب و همه شادمان و سرشار به شهر خود باز گشته بودند . اما حسن بن سهل از شكست سپاه خود سخت غصه دار و نگران بود . از بنى عباس آنان كه در حضور حسن بسر ميبردند هم مانند او پريشان و غمناك بودند . حسن بن سهل بهواى اينكه هر چه زودتر نهضت ابو السرايا را در هم بشكند و آتش خشم خود را خاموش سازد عبدوس بن عبد الصمد را پيش خواند و گفت : - ميخواهم به‌بينم اسم تو مسمائى هم دارد يا نه . بكوش كه نام خود را به ننگ نيالائى . و بعد او را بر هزار سواره و سه هزار پياده فرماندهى داد و آنچه از اسب و اسلحه و درهم و دينار ضرورت داشت در اختيارش گذاشت . - بيدرنگ بكوفه بتاز . عبدوس بن عبد الصمد در حضور حسن بن سهل سه بار قسم ياد كرد كه سربازان كوفه را قتل عام كند و خاندانشان را اسير وار به