( 1 ) اسبهاى خود پياده ميشدند و كوفىها بر اسب بغدادىها مىنشستند و به تاخت و تاز خود ادامه ميدادند .
شكست بغدادىها صورت مفتضحى به خود گرفته بود .
تا آنجا كه بالاخره زهير فرياد كشيد :
- واى بر تو اى ابو السرايا ! آيا پيش از اين ميخواهى ما را در هم بشكنى .
فرار از اين رسواتر و شكست از اين سنگينتر هم ميخواهى . ديگر از دنبال ما به كجا مىآئى . دست از جان ما بردار .
ابو السرايا در اين هنگام به نيروى خود فرمان عقبنشينى داد .
كوفىها در بازگشت خود به اردوگاه سپاه بغداد هجوم آوردند .
مطبخ بغدادىها سرشار از غذاهاى گوناگون بود كه دست نخورده مانده بود .
زهير بن مسيب قسم خورده بود كه جز در مسجد كوفه غذا نخورد .
به همين جهت خوراكها را گذاشته بودند و حالا كه در هم شكسته بسوى بغداد مىگريختند خوراكهايشان نصيب كوفيان بود .
مردم كوفه « نيروى ابو السرايا » سخت گرسنه بودند و به همين جهت وقتى به مطبخ دشمن رسيدند سر از پا نشناخته به غذا پرداختند
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٩٣