تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
( 1 ) اسب‌هاى خود پياده ميشدند و كوفىها بر اسب بغدادىها مىنشستند و به تاخت و تاز خود ادامه ميدادند . شكست بغدادىها صورت مفتضحى به خود گرفته بود . تا آنجا كه بالاخره زهير فرياد كشيد : - واى بر تو اى ابو السرايا ! آيا پيش از اين ميخواهى ما را در هم بشكنى . فرار از اين رسواتر و شكست از اين سنگين‌تر هم ميخواهى . ديگر از دنبال ما به كجا مىآئى . دست از جان ما بردار . ابو السرايا در اين هنگام به نيروى خود فرمان عقب‌نشينى داد . كوفىها در بازگشت خود به اردوگاه سپاه بغداد هجوم آوردند . مطبخ بغدادىها سرشار از غذاهاى گوناگون بود كه دست نخورده مانده بود . زهير بن مسيب قسم خورده بود كه جز در مسجد كوفه غذا نخورد . به همين جهت خوراكها را گذاشته بودند و حالا كه در هم شكسته بسوى بغداد مىگريختند خوراكهايشان نصيب كوفيان بود . مردم كوفه « نيروى ابو السرايا » سخت گرسنه بودند و به همين جهت وقتى به مطبخ دشمن رسيدند سر از پا نشناخته به غذا پرداختند