( 1 )
مظلومه و النبى والدها * يديرا رجاء مقله حامل
آن دختر ستمديده كه رسول اكرم پدر اوست ديدگان انجمنى را غرق اشك ميسازد
الا مساعير يغصبون لها * بسله البيض و القنا لذائل
آيا مردم بخاطر اين دختر خشم نمىگيرند .
تا با شمشير مغفر شكاف و نيزه جاندوز از حريم او دفاع كند و بعد بسوى من برگشت و گفت :
- شما از چه طايفهاى هستيد ؟
گفتم :
- مردى دهقان و از ايرانيان مدائن هستم .
با حيرت گفت :
- سبحان اللَّه ، دل دوست بسوى دوست آنچنان پر مىزند كه گوئى نانهئى بسوى كرهاش كشيده مىشود .
اى مرد ، اين مقام مقاميست كه براى تو در درگاه پروردگار اجر جزيل و ثوابى جميل بوجود خواهد آورد .
و بعد از جاى خود پريد و گفت :
- در اين منطقه از پيروان « زيديه » هر كه هست بسوى من آيد .