( 1 ) تا چشمش به محمد بن ابراهيم افتاد از اسبش به زمين پريد و او را بآغوش كشيد و گفت :
- اى پسر پيغمبر چرا در اينجا اقامت گرفتهايد ؟ چرا به شهر كوفه حمله نمىكنيد .
حاجتى بحمله نيست ، هر چه زودتر به شهر در آئيد كه هيچكس از شما جلو نخواهد گرفت .
محمد بن ابراهيم بنا بتشويق ابو السرايا از اردوگاه خود به شهر سرازير شد .
و مردم كوفه كه مشتاق قدومش بودند مقدمش را پذيرفتند .
در ميان ازدحام مردم بر پاى خاست و خطابهاى ايراد كرد و ضمن خطابهاش چنين گفت :
- من شما را بسوى كتاب خدا و سنت رسول اللَّه دعوت ميكنم .
مرام ما اينست كه يك تن از فرزندان رسول اكرم را بخلافت برگزينيم و بر اساس قرآن كريم در سايهى دولتش ايمن نشينيم .
مرام ما عمل به قرآن و امر بمعروف و نهى از منكر است .
مردم كوفه در موضعى كه معروف است به « قصر الضرتين » ( يعنى كاخ دو هوو ) با محمد بن ابراهيم بيعت كردند و بايد دانست كه در اين بيعت عموم مردم كوفه شركت جسته بودند سعيد بن خيثم ميگويد :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٨٠