تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
( 1 ) - به خدا تو و امثال تو هستيد كه مرا از خانه بدر ميكشيد تا بر ضد اين دستگاه قيام كنم و سرانجام در خون خود بغلطم . محمد بن ابراهيم حسنى بر تصميم خود پايدار بود و از ابو السرايا انتظار مىكشيد . و ابو السرايا از راه خشكى بسوى كوفه راه مىپيمود . يك ستون سرباز مسلح بهمراه داشت كه همه سواره بودند . در نيروى او هيچ سرباز پياده نبود . هنگامى كه ابو السرايا به « عين التمر » رسيد راهش را به سمت « نهرين » كج كرد و رو به زمين نينوا نهاد . آنجا مزار ابو عبد اللَّه الحسين سيد الشهدا « ارواحنا فداه » بود . مردى از اهل مدائن ميگويد : من آن شب در كنار قبر ابو عبد اللَّه الحسين معتكف بودم . شبى طوفانى و بارانى بود . رعد ميغريد . برق ميدرخشيد . در اين هنگام گروهى از راه رسيدند . در حريم قبر مطهر از اسب‌هايشان پياده شدند و بروضه‌ى مقدسه رفتند و بر تربت مقدس پسر پيغمبر سلام دادند . مردى ازين گروه در برابر قبر حسين بن على دير زمانى