تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
( 1 ) داشتند مانند اين علاق صيرفى و حاضر . و صباح زعفرانى دستگير كند . جز « حاضر » آن دو نفر فرار كردند . فقط حاضر را به زندان انداختند . مهدى هر چه با حاضر مدارا كرد و هر چه نوازشش داد و تهديد و تحبيبش كرد نتيجه‌اى نگرفت نتوانست نشانى از عيسى بن زيد بدست بياورد . بالاخره ، « حاضر » را به قتل رسانيد . به جستجوى صباح و ابن علاق دستورهاى اكيد و شديد داد . تا عيسى بن زيد زنده بود از صباح و ابن علاق خبرى به او نرسيد . وقتى عيسى بن زيد از اين جهان رخت بربست صباح زعفرانى به حسن بن صالح گفت : - مىبينى ما در چه عذاب و رنجى بسر ميبريم . اكنون عيسى بن زيد از جهان رفته و غائله‌اش فرو نشسته ، آيا بهتر نيست بديدار اين مرد « يعنى مهدى » بروم و ماجرا را برايش تعريف كنم و به دوران اين بدبختى كه ما را به آغوش دارد خاتمه دهم . حسن صالح گفت : - نه . به خدا اين سزاوار نيست كه مرگ دوست خدا را براى دشمن خدا به مژده‌ى ببرى . به او بگويى كه ولى اللَّه پسر نبى اللَّه از
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 129 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني