( 1 ) ماده را كشت و راه را به روى راهگذران گشود .
خدمتكار او به او گفت :
- چرا آقاى من اين شير را كشتى و شير بچهها را يتيم كردى .
عيسى بن زيد خنديد و گفت :
- آرى من يتيم كنندهى شير بچهها هستم .
اصحاب عيسى بن زيد اين لقب را به صورت رمزى در ميان خود به كار مىبردند .
وقتى ميخواستند از عيسى نام ببرند عوض هر عنوان مىگفتند :
- يتيم كننده شير بچهها .
گفتهاند .
- پس از واقعهى باخمرى و قتل ابراهيم بن عبد اللَّه بن زيد بكوفه آمد و در خانهى صالح بن حى اقامت گزيد .
وى در آن خانه مخفى بود . ابو جعفر منصور از او سراغ مىگرفت و جستجو مىكرد اما نمىتوانست پيدايش كند .
پس از منصور پسرش مهدى به اين جستجو ادامه ميداد .
مهدى دستور داده بود كه همه جا ندا بدهند و امان عيسى بن زيد را اعلام بدارند باشد كه از پردهى اختفا و استتار بدر بيايد اما از او خبرى نشد .
مهدى دستور داد طرفداران او را كه با مردم تماس
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: جواد فاضل
ص١٢٨