( 1 ) يعقوب بن داود ميگويد :
- همراه مهدى عباسى در راه خراسان به كاروانسرائى رسيديم .
بر ديوار اتاقى اين شعرها نوشته شده بود .
و اللَّه ما اطعم طعم الرقاد * خوفا اذا نامت عيون العباد
به خدا مزهى آرامش را نمىچشم حتى پس از آنكه مردم همه آرميدهاند
شردنى هل اعتداء و ما * اذنب ذنبا غير ذكر المعاد
مرا ستمكاران آواره كردهاند و گناهم اينست كه از معاد ياد ميكنم « اين شعرها بالغ بر هفت بيت است » .
مهدى عباسى در زير هر يك از اين ابيات مينوشت :
لك الامان من اللَّه و منى فاظهر متى شئت تو در امان من و در امان خدا هستى ، هر وقت كه خواستى آشكار شو گفتم :
- به گمان تو بامير المؤمنين سراينده اين اشعار كيست .
در جوابم گفت :