تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
( 1 ) است محقق خواهد بود . و بعد گريه كرد و با حسين بن على وداع گفت و از خدمتش برخاست حسين بن على بسوى عراق روى نهاد و در همان روز ابن عباس توى كوچه عبد اللَّه بن زبير را ديدار كرد و بمناسبت مقام اين شعرها را گواه گرفت :
بالك من قبرة بمعمر * خلا لك الجو فبيضى و اصفرى
خوش باش اى « قبره » در اين جايگاه در فضاى آزاد پرواز كن تخم بگذار و خوش بخوان
و نقرى ما شئت ان تنفرى * هذا الحسين خارجا فاستبشرى
تا ميتوانى منقار بزن اينست حسين كه مكه را ترك گفته بر تو مژده باد و گفت : - حسين بن على بعراق رفت و حجاز را براى تو آزاد گذاشت . ابو محنف مىگويد : - عبيد اللَّه بن زياد فرمان داد كه حر بن يزيد رياحى راه عراق را به روى حسين بن على ببندد . و حسين بن على همچنان از حجاز بسوى عراق مىآمد . در طى راه با دو نفر عرب از قبيله‌ى بنى اسد برخورد كرد .