تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
( 1 ) آن قهرمان را به‌بين كه شمشير چهره‌اش وا شكافته و آن ديگر را به‌بين كه آغشته به خون از بام قصر فرو افتاده است پيكرى را مىبينى كه برودت مرگ رنگش را برده و خون تازه‌اى را مىنگرى كه همچون سيل روان است فرمان امير اين دو شخصيت را دريافته و اكنون به صورت خبر غم‌انگيزى بباديه‌ها و صحراها ارمغان ميروند . آيا « اسماء احمق » بايد آزادانه بر مركب سوار شود . در عين اينكه قبيله‌ى مدحج مرگ او را طلبيده بود . بدور او قبيله‌ى مراد ميچرخند و همگان خواه خبرجو و خواه خبرگزار تحت مراقبت قرار دارند . اگر شما نتوانيد خون برادرتان را بجوئيد بزنان سيه‌كارى ميمانيد كه در برابر آنچه ميدهند مزد اندكى ميگيرند . گفته‌اند كه حسين بن على بنا بگزارش مسلم بن عقيل « گزارشى كه حاكى از اجماع و انفاق مردم عراق بود » تصميم گرفت حجاز را به قصد عراق ترك گويد . عبد اللَّه بن زبير هم در اين هنگام سر از بيعت يزيد برتافته در مكه بسر ميبرد و آرزومند بود كه بخاطر خود از مردم حجاز بيعت بگيرد . بنابر اين وجود حسين بن على در مكه سد بزرگى ميان او و آرزوى او بنيان كرده بود .