تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
( 1 ) ابن عباس گفت : - اكنون كه خود ميخواهى بسوى كوفه عزيمت كنى . هرگز زنان و فرزندان خود را همراه خويش نساز زيرا پيداست كه ترا ميكشند و سزاوار نيست زنان و فرزندان تو شاهد اين ماجرا باشند . آنچنانكه عثمان را پيش چشم زن‌ها و بچه‌هايش به خون كشيده‌اند . ابو عبد اللَّه الحسين اين پيشنهاد را نپذيرفت و با عيال و اطفال خود از حجاز خيمه بيرون زد . آن كس كه در فاجعه‌ى يوم الطف حضور داشت مىگويد : « در آن روز زنان و خواهران ابو عبد اللَّه بهواى جوانانى كه شهادت مىيافتند از خيمه‌ها بيرون ميدويدند و جزع ميكردند . ابو عبد اللَّه اين منظره‌ى دلخراش را ميديد مىگفت : - آفرين بر عبد اللَّه بن عباس كه ميدانست چه خواهد گذشت . حسين بن على از پيشنهاد عبد اللَّه بن عباس سرباز زد . پسر عباس براى آخرين بار چنين گفت : - به خدا اگر بدانم كه بآرزوى خويش خواهم رسيد به موى سر و چاك گريبانت چنگ مىاندازم و ترا بمحيطى ميكشانم كه مردم در برابر تو زانو زنند و حلقه‌ى طاعت تو به گردن اندازند ولى افسوس كه به اين آرزو اميدى ندارم . و ميدانم قضاى الهى حتمى الاجر است و آنچه مقدر
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 166 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني