تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
( 1 ) « افساس مالك » ناميده ميشد رسيدند . حر رياحى در اينجا جريان را بعبيد اللَّه بن زياد گزارش كرد . عقبه بن سمعان ميگويد : - هنگامى كه از « قصر مقاتل » بار بستيم پاره‌اى راه پيموديم . حسين بن على همچنان بر پشت زين بخواب رفت . لحظه‌اى چند در خواب بود و بعد سر برداشت و دوباره گفت :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. . .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
على بن الحسين كه در كنار پدر مركب ميراند پيش آمد و گفت : - فداى تو شوم علت اين سپاس و استرجاع چه بود ؟ ابو عبد اللَّه در پاسخ پسرش گفت : - هم اكنون در رؤياى خويش ديدم اى پسر من ! مردى بر اسبى سوار بود و مىگفت : « اين قوم در اين راه با مرگ همسفرند » و من چنين دانسته‌ام كه اين خبر مرگ ماست بما ميرسد . على بن الحسين گفت : - اميدوارم چشمان تو پدر هرگز نبيند اما بگو ببينم مگر ما بر حق نيستيم . - آرى بخدائى كه بندگان بسوى او باز مىگردند حق با ماست . - بنابر اين از مرگ باكى نداريم .