تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 1 ) بود كجاست ؟ وى بكير بن حمران بود حضور يافت . - بايد قاتل او تو باشى ؟ بكير بن حمران مسلم بن عقيل را دست بسته به بام قصر برد . مسلم در طى اين جريان بذكر استغفار و صلوات بر محمد و انبياء و فرشتگان سرگرم بود . مسلم در اين راز و نياز ميگفت : - خدايا ميان ما و قومى كه بما دروغ گفتند و فريبمان دادند و تنهايمان گذاشتند و بدست دشمنان سپردند حكومت كن . بكير بن حمران مسلم بن عقيل را بر بام قصر در آن قسمت كه به بازار كفشگران مشرف است برد و بر لب آن شرفه گردنش از دم شمشير گذرانيد . ابتدا سرش و بعد پيكرش را از لب آن مهتابى به كف بازار انداخت . يوسف بن زيد ميگويد : - اين شعرها از عبد اللَّه بن زبير اسدى در وصف اين ماجرا سروده شده است . گفته مىشود كه سراينده‌ى اين قطعه فرزدق شاعر مشهور قرن دوم است . اگر ندانى كه مرگ چيست بسوى هانى بن عروه و مسلم بن عقيل بنگر