( 1 ) مرحبا به من لا يتهم و لا يستغش درود بر آن كس كه نه تهمت مىخورد و نه از طريق صفا و صداقت باز ميگردد .
ابن زياد محمد بن اشعث را پهلوى خود نشانيد .
صبح زود بلال پسر طوعه از خانهى خود بخانهى محمد بن اشعث رفت و براى پسرش عبد الرحمن ماجراى مسلم بن عقيل را در خانهى خودشان تعريف كرد عبد الرحمن بن محمد هم يكسر بدار الاماره آمد و سر به گوش پدرش گذاشت و گفت :
- مسلم بن عقيل در خانهى طوعه پنهان شده است ابن زياد از اين نجوى پرسيد . محمد در جواب گفت كه پسر عقيل پيدا شده است .
عبيد اللَّه با قضيبى كه در دست داشت به پهلوى محمد سيخ زد و گفت :
- هم اكنون مسلم را بحضورم بياوريد .
قدامة اللَّه بن سعد ميگويد :
ابن زياد شصت تا هفتاد نفر مرد مسلح همراه محمد بن اشعث كرد كه مسلم بن عقيل را دستگير سازد .
اين قوم همه از قبيلهى قيس انتخاب شده بود و فرماندهشان هم عمرو
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: جواد فاضل
ص١٥٤