( 1 ) معقل هم قبول كرد [ ( 1 ) ] هانى بن عروهى مرادى مريض بود .
عبيد اللَّه بن زياد كه بسيار اصرار داشت رجال كوفه را از خود خورسند نگاه بدارد تصميم گرفت به عيادت او برود .
هانى بن عروه به مسلم بن عقيل گفت :
- اين مرد فاجر امشب از من عيادت خواهد كرد . هنگامى كه با من سرگرم سخن است بيدرنگ بر او بتاز و خونش را بريز . و آن وقت در همين قصر بنشين و زمام امور را به مشت گير . من با همكارى شريك بن اعور كه از دوستان خاندان رسالت است شهر بصره را نيز تحت تسلط تو خواهم در آورد .
بالاخره شب شد و عبيد اللَّه بن زياد ببالين هانى آمد .
تا ابن زياد از در درآمد هانى يك بار ديگر سفارش خود را تكرار كرد .
عبيد اللَّه به پرس و جوى بيمار پرداخت :
هامش
[ ( 1 - ) ] در اينجا ابو الفرج اصفهانى از شريك بن عهور سخنى بجاى مىآورد و مىگويد شريك مريض شد و در خانهى هانى به بستر بيمارى رفت و ابن زياد از شريك عيادت كرد و شريك با مسلم بن عقيل محرمانه قرار بست كه ابن زياد را در آنجا « ترور » كند . پيداست كه اين خبر بىپايه است زيرا شريك بن اعور مريض نشده بود بلكه هانى بن عروه بيمار بود و او با مسلم بن عقيل توطئه كرده بود . بعقيدهى مترجم اين اشتباه از تنظيمكنندگان كتاب است نه از ابو الفرج