تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
( 1 ) و ديگر حديثى از پيامبر اكرم روايت شده است : - هرگز مؤمن رضا نميدارد بر كسى بىخبر بتازد « يعنى ترورش كند » هانى كه گوئى سخن مسلم را در نيافته بود فكر كرد مسلم بن عقيل بايمان ابن زياد احترام گذاشته است در جوابش گفت : اگر او را كشته بودى مقتول تو كافرى حيله‌گر و فاسق بيش نبوده است . معقل كه سرانجام بخانه‌ى هانى و خفاگاه مسلم راه يافته بود گزارش خود را بابن زياد تقديم داشت وى در طى اين چند روز نخستين كسى بود بحضور مسلم ميرسيد و آخرين كسى بود كه حضرتش را ترك ميگفت و سعى ميكرد باسرار اين توطئه‌ى سياسى دقيقانه پى ببرد عبيد اللَّه بن زياد بى آنكه قصر هانى را هدف تعرض يا محاصره قرار دهد خونسردانه بحاشيه‌نشينان گفت : - هانى را چه رسيده كه از ديدار ما كناره ميگيرد . محمد بن اشعث بن قيس و اسماء بن خارجه بيدرنگ بسراغ هانى بن عروه رفتند و با لحن توبيخ آميزى گفتند : - امير از تو ياد كرده ؟ چرا بسراغش نمىآييد هانى بن عروه هم همراه اين دو مرد سمت دار الاماره به راه افتاد .