( 1 ) - خدا رحمتت كند مسلم . از اين ديدار مرا به زحمت انداختى .
اگر به آستان سراى من پا نگذاشته بودى خواهش ترا نمىپذيرفتم و از تو ميخواستم كه مرا ترك گوئى و از اينجا باز گردى ولى چكنم كه اكنون نمىتوانم مهمان خود را از خانهى خود طرد كنم .
مسلم در خانهى هانى جا گرفت و آنجا را مركز فعاليتهاى سياسى و نظامى خويش قرار داد .
مردم كوفه . آنان كه دوستدار خاندان رسالت بودهاند در خانهى هانى به آمد و رفت پرداختند .
عبيد اللّه بن زياد به غلام خود كه « معقل » ناميده ميشد گفت :
- اين سه هزار درهم را بردار و بدنبال مسلم بن عقيل جستجو كن . . با دوستان و طرفدارانش نزديك شو و خود را دوستدار و هواخواه او نشان بده و بوسيلهى اين درهمها كه براى تجهيزات نظاميشان ميپردازى كارى كن بتوانى محل اختفاى او بشناسى « معقل » بدستور عبيد اللّه بن زياد جستجوى خود را آغاز كرد تا در مسجد اعظم مسلم بن عوسجه را شناخت به او گفتند آن كس كه براى حسين بن على از مردم بيعت ميگيرد اين مرد است .
مسلم بن عوسجه داشت نماز ميخواند . معقل صبر كرد تا نماز مسلم بپايان رسيد و بعد پيش رفت و گفت :
- اى بندهى خدا من مردى از مردم شامم . از بردگان آزاد شدهى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: جواد فاضل
ص١٣٩